طلسمات و تله ها در حفاری

 طلسمات و تله ها در حفاری
طلسمات و تله ها
طلسم به معناي توهم هست كه اگر بتواني بر آن قالب شوي ، موفق مي شوي و اگر نتواني
بر آن قالب شوي ضربه ميخوري. طلسم به دو قسمت كلي تقسيم ميشود:
1-طلسمات قبل از اسلام
2-طلسمات بعد از اسلام
طلسمات قبل از اسلام مانند: طلسم آتش ، طلسم باد ، طلسم آب ، طلسم رعد و برق ،
طلسماژدها و طلسم شيطان كه طلسم شيطان از سخترين طلسمات است و هر كسي
نميتواند به راحتي بر آن غالب شود. طلسمات بعد از اسلام كه طلسم مورچه و طلسم
رتيل ، طلسم عقرب ، طلسم مار ، طلسم جن تعدادي از آنها هست. بعير از طلسم شيطان
و طلسم اژدها راه گشايي در بفيه طلسمات بسيار ساده است و فقط اين دو طلسم
خيلي سنگين هست و طلسم شيطان بسيار خطرناك.
كليه طلسمات شرايطي دارد كه با آنها باطل ميشود و با دونستن اين شرايط كار بسيار آسان
ميشود.طلسمهاي قبل از اسلام را ميتوان با مسائل بعد از اسلام نيز باطل كرد. بطور مثال
بسياري از طلسمات با ده قاف يا چهل كاف يا شصد قاف باطل ميشود.
براي طلسمات دو تا مسال ميزنم كه بدانيم اصلا با طلسم روبرو شديم يا نه. فرض ميكنيم
در جائي كار مكنيم كه به آب خورديم و كار مشكل ميشود. اگر در آّب رفتيم و بيرون آمديم
و ديديم خشك هستيم اين طلسم است و اگر بيرون آمديم و خيس بوديم اين طلسم نيست
بلكه به آب واقعي خورديم يا در جائي كه احساس ميكنيم طلسم مار دارد بايد يكي از مارها
رو بگيريم اگر از دستمان رد شد و نتوانستيم آن را بگيريم طلسم است و اگر توانستيم آن را
بگيريم ، اين ديگر طلسم نيست.
خوب حالا يك پيش زمينه اي هم در مورد تله ها براي شما بگم. تله نيز به دو دسته تقسيم
ميشود.
تله هايي كه به آنها بار ميدهيم تا عمل كنند و تله هايي كه ار آنها بار ميگيريم تا عمل كنند.
كه هر دو به صورت مكانيكي عمل ميكنند.
هر كدام از اين دو نوع تله خود به انواع گوناگون تقسيم ميشوند كه كار كرد همه آنها به همين
شكل است.
براي اين مبحث بيشتر از اين توضيح نميدم چون خودش يك دنيايي است و مي توان چندين
كتاب در مورد آن نوشت.
حیوانات
شاید نوشتن این مطلب در قسمت طلسمات درست نباشه ولی به خاطر اینکه مطالب زیر با گفتن ذکرهای مخصوص به واقهیت نزدیک میشود و با ذکر است که میتوان از اعضای بدن حیوانات استفاده کرد و همچنین اگر ذکر آن را بلد نباشی ارزشی نخواهد داشت ، تصمیم گرفتم که مطالب فوق را در قسمت طلسمات بنویسم.
مطلب بسیار گسترده است و هر هفته سعی مکنم مطالب پر باری در همینجا به آن اضافه کنم و در قسمت پیغام مدیر به همه دوستان عزیز نوشته های جدید را معرفی میکنم.
اول حیواناتی که در این زمینه از همه مهمتر هستند رو براتون نام میبرم و به تدریج مطالب این حیوانات را اضافه میکنم.
به ترتیب اولویت مار مهمترین حیوان است و بعد از آن هدهد و بعد از آن جعد و بعد از آن گرگ و کفتار جزو مهمترین حیوانات هستند.

مومیایی چیست؟

 به طور كلي ، موميائي يك بدن بيجان است ، اما چيزي متفاوت ازيك اسكلت يا فسيل .

-موميائي مي تواند قسمتهائي از بافت هاي نرم بدن خود را كه در دوران حيات داشته است حفظ كند. بيشتر اين قسمتها شامل پوست و اندامهاي ماهيچه اي مي شوند . شايان ذكر است كه حفظ اين بافتهاي نرم يا با دخالت انسان ويا به صورت تصادفي ميسر خواهد بود و در هر دو حال زماني رخ مي دهد كه باكتريها و قارچها نتوانند در روي جسد رشد كنند و باعث فساد آن شوند.

-موميائي مي تواند قسمتهائي از بافت هاي نرم بدن خود را كه در دوران حيات داشته است حفظ كند. بيشتر اين قسمتها شامل پوست و اندامهاي ماهيچه اي مي شوند . شايان ذكر است كه حفظ اين بافتهاي نرم يا با دخالت انسان ويا به صورت تصادفي ميسر خواهد بود و در هر دو حال زماني رخ مي دهد كه باكتريها و قارچها نتوانند در روي جسد رشد كنند و باعث فساد آن شوند.

-از لحاظ تاريخي معمولي ترين روش موميائي خشك كردن سريع است ، زيرا باكتريها و قارچها قادر نيستند در محيط فاقد آب زندگي كنند. موميائي را مي توان با گرماي خورشيد ، آتش ، دود و يا مواد شيميايي خشك كرد . از آنجا كه بيشتر باكتريها و قارچها نمي توانند در دماهاي انجماد بالا زندگي كنند ، انجماد مداوم مي تواند منجر به تشكيل موميائي شود قرار دادن بدن در محيط عاري از اكسيژن مثل با تلاقي از زغال سنگ نارس « تورب » ممكن است سبب تشكيل موميائي شود ، زيرا ميكرواركانيسمها « موجودات ذره بيني و ميكروسكوبي » نمي توانند در محيط بدون هوا زندگي كنند . راه ديگر تشكيل يك موميائي دفن كردن بدن در خاك شامل نوعي مواد شيميايي است كه قارچها و باكتريها را مي كشد .

-بعضي از مشهورترين موميائي هاي جهان به صورت تصادفي و بدون دخالت انسان خلق شده اند. در توضيح اين مطلب بايد گفت ، وقتي بدن در محيطي قرار مي گيرد كه فرآيند طبيعي فساد رخ نمي دهد ، منجر به تشكيل چنين موميائي هايي مي شود -در بسياري از فرهنگها موميائي كردن اجساد مرسوم بوده است .

!sفرآيند مصنوعي حفظ بدن از فساد موميائي كردن ناميده مي شود و راههاي مورد استفاده در اين عمل به اندازه ي تنوع فرهنگها متفاوت است.

موميائي هاي طبيعي :

-بعضي از موميايي هاي خارق العاده به صورت كاملاً تصادفي به وجود آمده اند.

-در سال 1991 ميلادي ، يك كوهنورد آلماني بدن منجمد شده اي را در بالاي يك توده ي يخ طبيعي نزديك مرز ايتاليا و اطريش پيدا كرد .

-ابتدا كه كارشناسان پليس و پزشكي قانوني وارد صحنه شدند قادر به تشخيص سن موميايي نبودند . آن موميائي يك شال از جنس علوفه بر تن داشت و يك كمان به همراه چندين تير در كنارش بود ، كفشها را به جهت گرم بودن از علوفه انباشته بودند.

-بعدها به وسيله ي سن يابي كربن پرتو زا « كه در اين روش به وسيله كربن پرتو زا سن اشياء تشخيص داده مي شود » مشخص شد كه اين جسد يخي در دوران بين 3300 تا 3350 سال پيش از ميلاد مسيح جان باخته است .

-لازم به ذكر است كه اين موميايي را قديمي ترين موميائي حفظ شده در دنيا دانسه اند.

-در سال 1972 ميلادي صيّادان تعدادي از بهترين اجساد حفظ شده ي طبيعي را در يك منطقه ي متروك شده ي استثنايي كه به « كلاكيتساك Qilakitsoq» موسوم است پيدا كردند.

موميايي هاي مصنوعي :

-موميايي كردن مصنوعي قبل از هر چيز ديگر علل مذهبي داشت.

-ليكن در كنار آن شكل ويژه اي از ياد بود مردگان و دلايل علمي نيز در موميايي اجساد نقش داشتند.

دلايل مذهبي :

-بسياري از اقوام فقط هنگامي مي توانستند ادامه ي حيات پس از مرگ را تصور كنند ، كه جسد شخص متوفي سالم نگهداري مي شد . مثلاً مصريان قديم اين گونه فكر مي كردند.

-بنا بر اين خويشاوندان و اقوام شخص مرده با موميايي كردن او كه وظيفه ي شرعي و ديني و مراقبت از مرده را به جا مي آوردند ، زيرا آنها با ان روش ادامه ي حيات عزيزان خود را در قبر و يا در دنياي ديگر تضمين مي كردند.

-[دلايل علمي :

!در جايي كه دلايل مذهبي يا يادبود ويژه ي مردگان نقشي در موميائي كردن اجساد نداشت ،در گذشتگان فقط به اين دليل موميايي مي شدند كه امكان خاك سپاري فوري وجود نداشت .

اغلب اتفاق مي افتاد كه شخصي در سرزميني دور از وطن خود فوت مي كرد و بايد از مسافتهاي دوري به گورستاني در وطن خود انتقال مي يافت .

با اينكه مراسم خاكسپاري مرسوم و متداول هفته ها طول مي كشيد ، ضمن آنكه جسد در طول اين مدت بايد در معرض ديد عموم قرار مي گرفت چنين مراسم تشريفاتي به خاك سپاري درباره ي پاپها « بالاترين مقام مذهبي مسيحيان كاتوليك » يا پادشاهان اسپانيا، فرانسه و انگلستان در دورانهايي طولاني ، متداول و مرسوم بود . به هر حال مي توان گفت كه حداقل از قرن دوازدهم ميلادي موميايي كردن در اروپا متداول شده است .

- موميايي كردن در نقاط مختلف دنيا :

-موميايي كردن در بعضي مناطق جنبه تشريفاتي و در جاهاي ديگر ناشي از شناخت و طرز تفكر انسانها درباره مرگ و زندگي پس از مرگ بوده است .

-پژوهشهاي انجام شده در تاريخ مصر باستان ، اقوام پروي باستان ، سكاها و چيني ها نشان داده كه اقوام مذكور اجساد مردگان خود را موميايي مي كردند.

مصر باستان :

-[iمصر باستان از دير باز به عنوان « امپراتوري موميايي ها » در تاريخ شناخته شده است زيرا در مصر در طول قرنها عمل موميايي كردن ابعاد يك صنعت همه جانبه و فراگير را به خود گرفت .

ifبعد از ميلاد و مسيحي شدن بيشتر مصريان ، موميايي كردن متوقف شد . اما حدس زده مي شود كه در يك دوره ي-

موميايي برنادت مقدس :

-گفته و نوشته اند كه « برنادت سوبيروس » دختر 14 ساله ي يك آسيابان از روستاي « لورد » در جنوب فرانسه در تاريخ 11 فوريه ي سال 1858 ميلادي برابر با « 22 بهمن ماه 1236 هجري شمسي » در جنوب فرانسه ديداري شگفت و باور نكردني داشت :

-در غاري در كنار رودخانه ي كوچك گاوه « GAVE » بانويي در لباسي سفيد و درخشان « نوراني » بر او ظاهر شد كه با آرامش و سكوت به او تبسم مي كرد و پس از چند لحظه ناپديد شد .

-به هر حال هنوز سه روز از اين ديدار نگذشته بود كه بانوي زيباي ناشناس دوباره در همان محل بر او ظاهر شد و از آن تاريخ تا 16 ژوئينه « 25 تيرماه 1273 هجري شمسي » شانزده بار ديگر نيز بر او ظاهر شد .

-در تاريخ 18 فوريه «29 بهمن ماه » در سومين ديدار بانوي نوراني براي نخستين بار برنادت را مورد خطاب قرار داد ، و جملاتي به او گفت. -در 25 فوريه « 16 اسفند ماه » او چشمه اي را كه در كف غار پنهان بود به « برنادت » نشان داد
-در 26 ماه مارس « 6 فروردين ماه » او خود را به « برنادت » معرفي كرد : به عنوان مادر مسيح ، « مريم مقدس »

-او چندين بار به دختر سفارش كرد كه نزد كشيش دهكده رفته و به او بگويد ، شايسته است كه در محل ظهور آن بانوي نوراني و در نزديكي چشمه كليسايي بنا شود و سفرهاي زيارتي براي توبه و كفاره ي گناهان و همچنين نذورات به آن محل به طور منظم به اجرا در آيد .

if !sسخنان برنادت در اين باره ، ابتدا با ديرباوري و شك و ترديد و تكذيب مردم روبرو شد . ولي دختر جوان حتي در سخت ترين بازپرسي ها بر روي اظهارات خود اصرار مي ورزيد.

-كمي بعدنخستين شفا يافتن بيماران در كنار چشمه اتفاق افتاد.

-اين مساله بيش از هر چيز ديگر باعث شهرت آن دهكده ي كوچك گرديد.

-تعداد بيشماري مي آمدند ، تا در اينجا از مادر مقدس كمك و شفا طلب كنند.

-[ifامروزه « دهكده لورد » بزرگترين زيارتگاه مريم مقدس در جهان است

مكان اميد ، مكاني كه امروزه هنوز هم بيماران در تماس با چشمه دوباره سلامت خود را باز مي يابند ، آن هم برخي اوقات به طوري ، كه علم و دانش غالباً توجيهي براي آن ندارد.

-ديدار با مادر مقدس در غار « لورد » زندگي « برنادت سوبيروس » كوچك را كاملاً تغيير داد .

-او كه از تجربه ي ديدارهاي خود با مادر مقدس سخت تكان خورده بود ، تصميم گرفت راهبه شود .

-برنادت در سال 1866 ميلادي « 1245 هجري شمسي » ، در سن 22 سالگي ، در شهر همجوار روستاي خود به نام « نورز NEVERS » وارد « صومعه ي سن جيلدار » گرديد.

-برنادت در 16 آوريل 1879 ملادي « 27 فروردين 1258 هجري شمسي»در حالي كه تازه سي و پنج ساله شده بود ، بر اثر سل استخوان در گذشت .

-تابوت او سه روز پس از مرگ در يك عبادتگاه كوچك در باغ صومعه به خاك سپرده شد .

[جسد برنادت پيش از سي سال در اين مكان بود . اما هنگامي كه مقدمات
« اثبات تقديس» او فراهم آمد و تحقيق در اين باره آغاز شد ، مقامات كليسا در تاريخ 22 سپتامبر 1909 ميلادي « 31 شهريور 1288 هجري شمسي » اجازه دادند تابوت او در حضور دو پزشك و چند نفر ديگر باز شود .

!مشاهده جسد برنادت باعث شگفتي حاضرين در آنجا شد . برنادت بدون هيچ گونه تغييري بر بستر خود آرميده بود .

-يكي از بانواني كه شاهد عيني جلسه گشودن تابوت بوده است بعداً مشاهدات خود را اين طور بيان كرد:

كوچكترين نشاني از عفونت ، كمترين اثري از بوي بد در جسد نبود چنين به نظر مي رسيد كه او خوابيده است .

ifپس از انجام تشريفات اداري جسد را لباس نو پوشانيدند و آن را همراه تمام مدارك رسمي معاينه در يك تابوت مسي در بسته حفظ كردند .

گزارش كميسيون تحقيق در اذهان عامّه ي مردم مورد قبول مومنان قرار گرفت ، اما برخي نيز به اين گزارش با شّك و ترديد نگريستند . حتي تعداد كمي از روزنامه ها اسقفي را كه مسئول تحقيق در اين مورد بود متهم به خيانت كردند .

[ifآنها ادعا كردند كه اسقف دستور داده است بلافاصله پس از مرگ برنادت جسد او را موميايي كنند ، زيرا كليسا در واقع به چنين« معجزه اي» احتياج دارد تا بتواند تشكيلات زيارتگاهي در « لورد » را همچنان فعال و زنده نگه دارد .

ifبراي رفع اين اتهام روند « اثبات تقديس » از سر گرفته شد و ادامه يافت .

[ifدر 3 آوريل 1919 ميلادي « 14 فرودين 1298 هجري شمسي » ، جسد برنادت براي بار دوم و در« 18 آوريل 1925 ميلادي » «29 فرودين 1304 هجري شمسي » براي بار سوم مورد معاينه قرار گرفت . ولي باز هم جسد هيچگونه تغييري نكرده بود ، به استثناي پوست ، كه در طول نخستين معاينه در سال 1909 تغييير رنگ داده و در جلوي چشم شاهدان رنگ تيره به خود گرفته بود .

در سوم اوت 1925 ميلادي « 12 مرداد 1304 هجري شمسي » موميايي برنادت طي مراسم رسمي به « صومعه سن جيلدار » منتقل شد .

iاز آن زمان تاكنون او در آنجا با لباس رسمي راهبگي خود ، با صورت و دستهايي كه با پوشش مومي نازكي پوشانيده شده است ، در يك تابوت شيشه اي به آرامش ابدي سپرده شده است .

- اثبات تقديس : پيروان دين حضرت مسيح ( ع) در شاخه هاي مذهبي « كليساي رومن كاتوليك » معتقد هستند كه پس از مرگ انسانهايي كه در طول زندگي داراي كرامت بوده و موجب شفاي بيماران و مواردي از اين قبيل شده اند ، با انجام مقدمات و تحقيقاتي اصلح است او را به لقب {مقدس } مفتخر نمود و درمعرض ديد عام گذاشت .

[-بازگشايي تابوت « برنادت مقدس » نيز به همين منظور انجام شد .

لوله فاضلاب بود مانند ميزهاي كالبد شكافي امروزي قرار مي گرفت .

-آماده سازي براي دفن شامل 5 مرحله بود .

1-نگهداري امعاء و احشاء :

-امعاء و احشاء يعني اجزاي داخلي بدن « روده ها ، كبد ، معده و ششها » كه جداگانه موميايي شده بودند، يكايك و جدا از هم ريسمان پيچ و در چهار خمره ي مخصوص امعاء و احشاء كه « كانوپ » ناميده مي شد ، گذاشته مي شدند.

-در « دوره ي پاياني » تاريخ مصر باستان « سلسله ي بيست و پنجم تا سي و يكم فراعنه يمصر » حدود « 713 تا 332 قبل از ميلاد » به مدت
« 381 سال » ، هر يك از پسران چهارگانه ي خداوند « هوروس » نگهبان يكي از خمره ها محسوب مي شدند.

-مجسمه ي سرهاي اين پسران خدا درپوشهاي خمره ها را تشكيل مي داد. بنا به دلايلي نامعلوم ، در طول دورانهاي بين « سلسله ي بيست و يكم و بيست و پنجم » { 1080 تا 659 قبل از ميلاد } امعاء و احشاء در خمره هاي مخصوص نگهداري نمي شد ، بلكه پس از بسته بندي دوباره درون شكم خالي جسد قرار داده مي شد .

2-پرسازي :

-هدف از اين كار اين بود كه بدن موميايي شده تا حدّ امكان به حالت طبيعي آن بازسازي شود .

-براي اين منظور تمام فضاي خالي جسد با دقت با گل ، شن ، گلسنگ خشك ، موم يا باند صمغ آلود « مثلاً صمغ گياهان » پر مي شود .

-گاهي اوقات نيز زير نقاط خاصي از پوست بدن با خمير گل رس نرم پر مي شد ، تا بتوانند به آن نقاط از بدن فرم و شكل خاصي بدهند ، درست مانند مجسمه سازي كه در كارگاه هنري خود به مجسمه هايش با خمير مجسمه سازي شكل مي دهد . در اين مرحله از سرخاب و ديكر رنگها نيز استفاده مي شد .

گلسنگ يا « ليخن » : رستني هايي كه جزو شاخه ي ريسه داران بوده و خود رده ي جداگانه اي را تشكيل مي دهند.

-گلسنگ در اصل از زندگي همزيستي بين يك جلبك و قارچ حاصل مي شود و معمولاً بر تخته سنگها و همچنين ديوار و تنه ي درختان به صورت ورقه هاي زرد يا خاكستري مايل به سفيد و مايل به سبز مي رويد .

-از انواع آن : اوسنه ، كلادني ، آمبيليكر ، پارملي ، راملين و گلسنگ شاخ گوزني مي باشد .

3-باند پيچي :

-در اين مرحله كه بر حسب مقررات و قواعد واجب مذهبي به اجرا در مي آمد يك راهب يا فرد روحاني با ماسك كلّه شغالي خداوند « آنوبيس » نظارت عالي بر مراسم را به عهده داشت .

-در اين مراسم ابتدا بدن ، سر و اعضاي حركتي مرده « دستها و پاها » ، نخست جدا از هم ، و سپس با همديگر با نوراهاي پارچه اي نازك و بلند
« اغلب به طول حدود 150 يارد
هريارد 90 سانتيمتر است » ، پيچيده مي شود و اين نوارها معمولاً به موميا و يا صمغ گياهان آغشته بودند.

-راهبان در لابه لاي لايه هاي نوار طلسمهايي را كه سلامتي آور بودند و نيروي جادويي « البته به عقيده ي آنها » داشتند جا مي دادند.

4-اندود سازي :

-براي پوشاندن و حفاظت كامل جسد در برابر دنياي خارج ، جسد باندپيچي شده را با لايه اي محافظ مي پوشاندند.

اين لايه از موادي مانند گچ ، موميا ،گل ، صمغ ، موم و يا سريشم بود .

-طلسم : تكه ي كاغذ يا قطعه اي فلزي كه جادوگران يا فالگيران در روي آن خطها يا جدولهايي مي كشند ، يا حروف و كلماتي مي نويسند و بر اين باورند كه براي محافظت كسي يا چيزي ، و دفع بدي و آزار موثر است .

5-مرحله ي ماسك گذاري :

-در بسياري از موارد ، به خصوص براي شخصيتهاي بزرگ علاوه بر مراحل ذكر شده ، سر شخص موميايي شده با « ماسگ مرگ » پوشانيده مي شد .

-براي فراعنه اين ماسك از طلاي ناب بود . در هر صورت ماسكهاي متداول از خمير مومي كاغذي مجسمه سازي ساخته و روي آن نقاشي يا با طلا پوشانده مي شد .

-بعدها ، هنگامي كه مصر استقلال خود را از دست داد و به صورت يكي از ايالات روم درآمد « بعد از سال 30 قبل از ميلاد» اين سنت در ميان آنها رواج يافت كه بالاي سر باند پيچي شده ي مرده به اصطلاح « نقش موميايي » را مستقر نمايند .

-تصويري از سر شخص ، كه در آن سر شخص مرده با چشماني بزرگ و نگاهي جدّي به ديدار كننده ي خود مي نگريست -زندگي دوباره ي موميايي شده ها :

-در زندگي ما انسانهاي امروزي ، اين تصور كه مي توان در اين دنيا به مرده زندگي دوباره داد ، انحرافي و اشتباه است . اما در نظر انسانهاي باستان اين گونه نبود .

-براي آنها موميايي محفظه و ظرفي گران قيمت و پر ارزش محسوب مي شد كه خدايان در وقتي معلوم زندگي نو در آن مي ريختند .

-پس از آن شخص مرده به طريقي اسرار آميز آرامگاه خود را با حضور خود روح مي بخشيد و پر مي كرد ، با روح هاي خود ارتباط و رفت و آمد برقرار مي كرد و به وسيله ي آنها با جهان خارج و جهان خدايان تماس برقرار مي كرد.

-به هر حال بر اساس عقايد مصريان ، پيش در آمد و شرط اين كار اين بود كه مراسم جادويي و هدف دار انجام شود : « زندگي دادن دوباره به موميايي » .

اين مراسم نوعي استغاثه و سوگند دهي بود ، كه كارشناسان تاريخ مصر باستان آن را با نام « مراسم مذهبي دهان گشايي » مشخص مي كنند.

-اين مراسم را كاهنان و روحانيون بلافاصله و درست قبل از خاكسپاري موميايي اجرا مي كردند و طيّ اين مراسم با شور و اشتياق ذكر خدايان خوانده و به درگاه آنها نيايش مي شد .

-سوگواران در ستوني پر شكوه و جلال به « شهر مرگ » در كناره ي كويرراه مي پيمودند.

-كاهنان و روحانيون ، سورتمه اي كه گاوميشها آن را مي كشيدند و روي آن تابوت در بسته با موميايي داخل آن قرار داشت ، خويشاوندان شخص مرده ، زنان سوگوار و تعزيه خوان كه با ناله و فرياد خاكستر بر سر خود مي ريزند ، تخت رواني كه بر دوش برده ها حمل مي شود و « صندوق كانوپها » روي آن قرار داشت .

-همچنين خدمتكاراني كه مبل و صندلي ، صندوق ، مجسمه هاي كوچك و مواد غذايي حمل مي كنند همه در تصاوير روي ديوارهاي آرامگاه هاي باستاني ديده مي شوند.

-با نمايان شدن ساختمان آرامگاه ، ستون بدرقه كنندگان موميايي از حركت باز مي ايستاد .

تابوت گشوده مي شد و موميايي را از درون تابوت بيرون مي آوردند . كاهني با ماسك « آنوبيس » موميايي را به صورت عمودي ، رو در رو و چشم در چشم عزا داران نگاه مي داشت .

-يك گاوميش قرباني مي كردند و آوازهاي نياش و سوگواري طنين انداز بود.

-بر روي جسد موميايي شده آب نطهير مي پاشيدند و عود و كُندُر دود مي كردند و در اين حالت مراسم به نقطه ي اوج خود مي رسيد .
-كاهني در برابر موميايي قرار مي گرفت و با ابزاري ملاقه اي شكل و ساير ابزارهاي مذهبي چشمها ، گوشها ، بيني و دهان « ماسك مرگ » موميايي را لمس مي كرد .

-خويشاوندان موميايي با دستهايي كه ملتمسانه و مصّرانه به آسمان بلند بود در برابر موميايي زانو بر زمين مي زدند .

اين لحظه اي است كه هدف و مقصود نهايي موميايي كردن جسد بوده است : تبديل و تحول و آغازي جديد.

-نيرويي اسرار آميز در بدن مرده جريان پيدا مي كند.

-از اين لحظه به بعد او مي تواند به رغم پوششي كه دارد ، دوباره ببيند ، بشنود ، ببويد ، بچشد ، حس كند و محيط اطراف خود را با تمام حواس خود درك كند.

-آنگاه موميايي را با جلال و شكوه تمام در آرامگاه « منزل جاوداني » خود قرار مي دادند.

ifعقيده ي مصريان باستان ، مردگان در قبر خود مانند زندگان در خانه ي خود زندگي مي كردند.

-براي اثبات اين اعتقاد شواهد و قراين متعدد و چشمگيري وجود دارد .

-مثلاً آرامگاه داراي يك در خيالي بود كه شبيه به در ورودي خانه هاي واقعي بود .

-در داخل آرامگاه نيز بسياري از اتاقها مانند اتاقهاي قابل سكونت براي انسانها تزئين شده بود .

در شهر « تبس Thebes » « پايتخت باستاني مذهبي و سياسي مصر عليا در ساحل رود نيل و در 720 كيلومتري جنوب قاهره « پايتخت كنوني مصر » آرامگاهي كشف شد كه در آن براي شخص مرده نه تنها چندين اتاق ، بلكه يك حمام و يك آبريزگاه نيز در نظر گرفته شده بود .

-در بعضي آرامگاهها صندوق خانه ، گنجه ها و تاقچه ها ، سقف هاي منحني و ديوارهاي داراي نقاشيهاي افسون كننده ، چنان محيط زنده و پرباري از زندگي ايجاد مي كرد كه اين محيط زندگي كاملاً طبيعي احساس مي شد .

موميا چيست ؟

-موميا ، ماده اي است قهوه اي يا سياه رنگ كه در نتيجه ي اكسيد شدن هيدروكربن هاي نفتي « كه از كربن و هيدروژن تشكيل شده اند » در شكافها و شكستگيهاي طبقات زمين كه در مجاورت ذخاير نفتي زير زميني وجود دارند پيدا مي شود .

-موميا در حقيقت يك نوع قير طبيعي است كه غالباً مخلوط با شن و خاك مي باشد و بناباين نوعي آسفالت طبيعي است .

-موميا در 100 درجه حرارت ذوب مي شود .

-چگالي آن در حدود 2/1 گرم بر سانتيمتر مكعب است .

-در تركيب موميا علاوه بر هيدروكربن ، اكسيژن و نيتروژن « ازت » و گاهي گوگرد هم وجود دارد .

-از حل كردن موميا در روغن ماده ي نرم و خميري شكلي به دست مي آيد كه سابقاً بر روي پوست بدن در نقاط ضرب ديده مي ماليدند.

-اسامي ديگر موميا « موميايي » ، قير طبيعي ، زفت رومي ، قير معدني ، عرق الجبال ، زفت يا بس ، زفت البحر ، كفراليهود ، فقر اليهود و آسفالت معدني است.

در كوههاي فارس ، بهبهان و لرستان از شكافهاي سنگها بيرون مي آيد .

[iنوشيدن محلول آن در روغن ها و ضماد آن جهت شكستگي اعضاء و ضرب ديدگي مفاصل و پاره شدن زردپي و ماهيچه در طب قديم تجويز مي شد .

-در عصر صفويه موميايي فارس ممتاز بود و تمام محصول آن كه از كوهي نزديك جهرم به دست مي آمد متعلق به شاه بود . كه يا آن را مي فروخت و يا به رسم هديه براي حكّام و بزرگان و پادشاهان ديگر می فرستاد.

سکه های یافت شده توسط دستگاه ها در ایران

 
 

نسخه خوانی و ترجمه گنج نامه ها

 اینبار هم چند تا خط دیگه برای علاقه مندان قرار دادم تا استفاده کنند برای ترجمه نسخه ها و کتیبه های گنج

برای مشاهده روی لینک ها کلیک کنید

http://i30.tinypic.com/2vish9x.jpg جدید

http://i28.tinypic.com/15hoiah.jpg جدید

http://i25.tinypic.com/nr0ro7.jpg جدید

* ابجد ( جدید )

ا ب ج د ه و ز ح ط ی ک

۱ ۲ ۳ ۴ ۵ ۶ ۷ ۸ ۹ ۱۰ ۲۰

ل م ن س ع ف ص ق ر ش

۳۰ ۴۰ ۵۰ ۶۰ ۷۰ ۸۰ ۹۰ ۱۰۰ ۲۰۰ ۳۰۰

ت ث خ ذ ظ ض غ

۴۰۰ ۵۰۰ ۶۰۰ ۷۰۰ ۸۰۰ ۹۰۰ ۱۰۰۰

هر عددی که زیر حروف قرار گرفته به همان عدد اطلاق می شه مثلا برای محاسبه کلمه ( علی ) اگر جمع بزنیم عدد ۱۱۰ به دست خواهد آمد

ع۷۰ + ل ۳۰+ ی ۱۰ = ۱۱۰

لیست جامع کتب علوم غریبه و گنجینه ها و طلاسم

 

 

النواميس- السحر - السحر العجيب في جلب حبيب- الاوفاق- اسرار السحر زبدتوالاسرار-الفلاحت - الطلسم - اقترانات الکواکب -فخر راضي- فوائد منکتاب ابن حاج -قدرت الخلاق- کنوز المغربين - کبريت احمر- خطي - خواص الف - کيمياي احضارات - لغات مجران - مجموع الطيف - منتخب شمس المعارف البوني - رسايل في حکمت و تبعيت - سحر بار نوخ - سحر اقدس شرح صلوات- تاج الملوک- تحليليه طالع کرات- طلما ساني - طب روحاني- خزائن الاسرار - کنوز المزمين - کنوز الاسرار الخفيه - کله سر - مفاتيح المقاليق- مجموع علم رمل طوسي -مخازن الاوفاق- مفاتيح- معراج الزاکرين - ميرداماد علم حروف - مير داماد کبير - مجربات ابن سينا - مجربات سليماني - مرتاز نامه هندي - مصطلحات علم جفر - نادر الرمل- نقش سليماني اصول علم رمل و استرلاب - رساله در باب حروف- رموز اسرار در علم جفر - سمور هندي کنوز الذهب - سر المستتر -القول مبين - درر المکنون- در نادره - زينت الدعوات- القبه الابليس - اللجلوتيه - الرحمت في طب- السحر الاحمر - اسماء الله- هياکل سبعه - عزيمت سباسب- بهت الاواق - دعوت بسم الله - دعوت جلاليه - درر الانوار - علم الکتاب - اتول الملک- حجاب اسماء اهل کهف- هرز جذب قلوب -سرخاب رمل - طلسم مريخ -طي الارض -تحفه الاسرار-حرزالامان ي تن الزمان جفر- جفر دهدار- جفر جامع جواهر الاسرار- کلمات الطيب - جفر خامس - کنز الحسيني - کنوز الياهود-کهف الهدايه - کشکول -جفر خفيه -طم طم -تعويز عمليه -طلسم اسکندر- اسرار في عيم رمل- اسرار العارفين و زبد - اسرار المکتون - از جنين تا جنان- بحر الاسرار -بحرالغايب - ديو نام پري نام - احزار الارواح - فال - فال چوب- فاتول غرايب - نون تسخيرات سکاکي - قصه هاي شيخ اشراق- گوهر شب چراغ - جامع الفوايد - جواهر مکنونه- معارف الکواکب - سکاکي - سر الاسرار-ابواب المقاص-2چوب - 40خاتم -مخلوط عجيب - مخلوط الدر- مخلوط فاتول - مخلوط طم طم- مخلوط طوات البحريه - مزامير داود -مشکات الاسرار- مربات ابن سينا -منتديات المرجان -مرشد الانسان - نادر افغانستاني- صحيفه اوفاق - سحر هاروت -سر الجلالي - سحر خاتم آبي حامد -شموس الانو- دعوات الجلاله- دعاي اکاشه - فزائل القرآن - قره در علم رمل - حقي -جواهر الايات -جوهري کمال - کنز الاختصاص -کشف المکتوم- کفايت الحکيم -خطي -خطي عربي - خواص روحاني -خواص احجار- خزائن الاسرار - ختوط سوره ياسين- کيميا گر- کتوب - کواکب محيط - مجمع الاسرار - مخلوط هياکل السبعه -مخلوط دعوات بسم الله -مالک -معراج نبي - ادعيه و ادويه - ادعيه وخاتم الواح - التعرف - الف حرز و حرز - انوار الرمل- اسماء الله - بلاد الجن- دررالمنزوم اکسير- انسان- اسم اعظم- فال نامه شيخ بهايي- فرخ نامه- حقيقت جفر عند الشيعه - خواص اشکال و حروف- کليات اساتير - مفاتيح حاجت -مقاصد المجامع الدعوات - مفتاح الحاجات- رمل- مقاصد الرمل- مجامع الدعوات- مفاتيح الحاجات - مقاليق الرمل - مجامع الدعوات- مجامع الطلسم - مخزن الحکمات - محاج الدعوات- مکشوف الدوران روح - 6 رساله -72 ديو - اسرار قاسمي -مکاشف دوران روح -رمل کبير - روح هاي تسخير شده- نقد جاودان - سحر گشا و باطل نامه -الدراسا ي علم فراسا - القرين ورياضيات - الکباريت في اخراج الافاريت- الخاتم سليمان- اللوء لوء و مرجان- المنتخبات رياضيات


کتب خطی

 لیست برخی کتب علوم غریبه:

اسرار قاسمی

گوهر شب چراغ

کبریت احمر البته به زبان عربی

علم حروف میرداماد

مجموعه علوم جفر

۷۲ دیو

و علوم رمل

و...........................

البته این کتب دارای فرمول و رموز بسیار بسیار زیادی است که برای فهمیدن یا یاد گرفتن حتی یک رمز به ساعتها و روزها زمان احتیاج هست. ولی علاقه در یاد گرفتن تاثیر زیادی دارد .

طلسمات

 
اين ديگر طلسم نيست.

خوب حالا يك پيش زمينه اي هم در مورد تله ها براي شما بگم. تله نيز به دو دسته تقسيم

ميشود.

تله هايي كه به آنها بار ميدهيم تا عمل كنند و تله هايي كه ار آنها بار ميگيريم تا عمل كنند.

كه هر دو به صورت مكانيكي عمل ميكنند.

هر كدام از اين دو نوع تله خود به انواع گوناگون تقسيم ميشوند كه كار كرد همه آنها به همين

شكل است.

براي اين مبحث بيشتر از اين توضيح نميدم چون خودش يك دنيايي است و مي توان چندين

كتاب در مورد آن نوشت.

حیوانات

شاید نوشتن این مطلب در قسمت طلسمات درست نباشه ولی به خاطر اینکه مطالب زیر با گفتن ذکرهای مخصوص به واقعیت نزدیک میشود و با ذکر است که میتوان از اعضای بدن حیوانات استفاده کرد و همچنین اگر ذکر آن را بلد نباشی ارزشی نخواهد داشت ، تصمیم گرفتم که مطالب فوق را در قسمت طلسمات بنویسم.

مطلب بسیار گسترده است و هر هفته سعی مکنم مطالب پر باری در همینجا به آن اضافه کنم

اول حیواناتی که در این زمینه از همه مهمتر هستند رو براتون نام میبرم و به تدریج مطالب این حیوانات را اضافه میکنم.

به ترتیب اولویت مار مهمترین حیوان است و بعد از آن هدهد و بعد از آن جغد و بعد از آن گرگ و کفتار جزو مهمترین حیوانات هستند.

ملکه مارها

اول از مارها براتون بگم.

مارها یک ملکه دارند که بین بیست تا پنجاه سانتیمتر هست و به رنگ سفید و بسیار ضریف و کوچک. به اندازه ای که میتوان به سادگی آن را با دست گرفت و له کرد. ولی به این سادگی هم نه یکم کار داره و اون اینکه ملکه مارها همیشه بر روی پشت یک افعی سوار هست و آن افعی ملکه مارها را از جائی به جائی میبرد. و در تمام ساعات روز و شب از آن حفاضت میکند.

کسی که بتواند این مار کوچک را زنده بگیرد از همه چیز دنیا بی نیاز خواهد شد و کسی که به این مار آسیب رساند قطعا نخواهد توانست که در این دنیا زندگی کند و کشته میشود.

این مار بسیار نادر است و آماری که از دیده شدن این مار وجود دارد از انگشتان دست کمتر است.

وقتی کسی ملکه مارها را به اسارت میگیرد میتواند برای آذادی آن هر چیزی تقاضا کند و مارهای دیگر برای پس گرفتن ملکه خود تقاضای شخص را براورده میسازند. و اگر این مار را به هر صورت از بین ببرید مارها با غریضه خود شما را پیدا و نابود میسازند.

اگه خاطرتون باشه چند سال پیش در شمال ایران یک خانه را مارها تسخیر کردند و صاحب آن را کشتند که حتی رسانه ها هم نشون دادند ولی هیچ کس نتوانست بگوید که هزاران مار از کجا سر از آن خانه در آوردند و دلیل آن چه بود که من امروز برای شما گفتم. و دلیلی نداشت جز از یبن بردین یکی از ملکه های مارها.

حالا از این مار کم یاب بیرون بیائیم و سراغ بقیه مارها برویم.

بزرگترین استفاده کننده از مارها درویشهائی هستند که به علوم غریبه آشنا هستند و کسانی که علم علوم غریبه دارند. البته اینطور فرض نکنید که با داشتن این علم هر ماری میشود کرد چون این علم بسیار پیچیده است و کسانی که به استادی این علم رسیده اند از دوازده خان آن فقط به هفت خان آن اشنائی دارند که تعداد این انسانها به عدد صد نمی رسد. ولی این افراد هر کاری که بخواهند میتوانند انجام دهند.

حالا یک مثال واقعی برای شما میزنم که به این علم آگاهی پیدا کنید و مارها را نیز بشناسید.

یکی از خواص مار

این اتفاق در سال هزار و سیصد و چهل هفت در کوهای دالاهو افتاده است و شخصی که این اتفاق برایش افتاده است فوت شده که مرد بسیار بزرگی بود. (خدا بیامرزتش).

از خدمت فرار کرده بود و در کوه دالاهو سردرگم بود و نمیتوانست راه را پیدا کند و از آنجا خلاص شود. کنار درختی نشسته بود و فکر میکرد که چه باید بکند که دید سه مرد با محاسن سفید و بلند از دور میآیند. وقتی نزدیک شدند و راوی را دیدند گفتند که اینجا چه میکنی؟

راوی گقت که در این کوها گم شده است.

آن سه مرد به راوی گفتند میتوانی چند روز برای ما غذا درست کنی و در عوض هر روز یک تومان مزد بگیری؟

راوی دید که این سه مرد برای هر روز میخواهند مزد یک ماه را به او بدهند. قبول کرد که برای آنها غذا درست کند و بعد آنها راه خروج از کوه را به او نشان دهند.

آن سه مرد نشستند جلوی کوه و شروع به گفتن ذکر کردند و راوی هر روز برای آنها غذا درست میکرد و آن سه مرد بدون خستگی و خوابیدن هفت روز به کار خود ادامه دادند.

روز هفتم راوی دید که ماری از دل کوه بیرون آمد و بطرف آن سه مرد میآید.

از ترس داشت سکته میکرد.

سعی کرد که به آنها بگوید که متوجه شد آنها خودشان میدانند.

راوی دید که مار به این سه مرد نزدیک شد و سرش را روی پای یکی از این مردها گذاشت و این سه مرد همانطور که با صدای بلند ذکر میگفتند سر مار را از بدنش جدا کردند و ذکر به پایان رسید.

بعد از آن دم ما را نیز جدا کردند و به راوی گفتند که از این مار برایشان آبگوشت درست کند.

راوی در دل گفت: اینها رو باش میخوان آبگوشت مار بخورند.

راوی رفت و شروع به پختن آبگوشت مار کرد که یکی از این مردها به راوی نزدیک شد و گفت کار ما تمام شده است و پس از خوردن ناهار و شستن ظرفها راه میافتیم و میرویم.

آبگوشت حاظر شد و این سه مرد بر عکس همیشه به راوی غذا تعارف نکردند و تا ته این آبگوشت را خوردند و به راوی گفتند که ظرفها را بشور که راه بیفتیم.

راوی شروع کرد به شستن ظرفها وقتی که داشت ظرفها را می شست با خود گفت مگر این آبگوشت چه مزه ای داشت که این سه نفر با ولع آن را خودند و به من هم ندادند. دستش را به ته ظرف آبگوشت برد و به پیاله کشید و به دهن گذاشت تا مزه آن را بفهمد.

ناگهان دید که ته رودخانه را میبیند.

به کوه نگاه کرد دید که داخل کوه را نیز میبیند.

به هر چیزی که نگاه میکرد داخل آن را میدی. که یکباره وحشت کرد و به آن سه مرد گفت که داخل همه چیز را میبیند.

آنها گفتند که نگران نباش و داروئی به راوی ما دادند و او بیهوش شد و وقتی به هوش آمد دید که دیگر داخل هیچ چیزی را نمیبیند.

آن سه مرد هفت تومان پول و آدرس خروج از کوه را برایش گذاشته بودند و رفته بودند.

راوی ما تازه فهمید که چه اشتباهی کرده است و چه علمی را از دست داده است.

این یکی از مواردی بود که از مار استفاده میشود.

مهره مار

یکی از مطالبی که در مورد آن بسیار شنیده اید مهره مار است.

مهره مار چیست ؟

وقتی یک مار نر و یک مار ماده با هم جفت گیری میکنند ، هر کدام یک مهره میاندازند که به آن مهره مار میگویند.

مهره مار از پشت کردن مار نر و ماده افتاده میشود. وقتی این دو مهره را در زیر پوست دست چپ و راست فردی بگذارند میتوان از جمله طرف مهره مار داره استفاده کرد.

وقتی مهره ها گذاشته میشود دستها کمی عفونت میکند و چند روز بعد مهره ها آب میشود و عفونت دست خوب میشود و شخص مانند کذشته خود میشود با این فرق که الان همه دوستش دارن ، بهش احترام میگذارند ، توجه خاصی به او میشود ، هر چیزی که بخواهد فراهم میشود ، هر مطلبی که بگوید گوش میشود و انجام میشود و خلاصه هزار خاصیت دیکر دارد.

برای زنهائی که مهره مار دارند و مرد هائی که مهره مار دارند اسیر کردن هیچ دلی هیچ مشکلی ندارد و فقط کافیست دهن باز کنند و یک کلام بگویند.

خیلی از مردم به اشتباه فکر میکنند و میگویند وقتی که دو مار با هم جفت گیری میکنند دو مهره مارها روی هم میافتد و این دو مهره همان مهره مار است و مار را برای بدست آوردن این دو مهره میکشند که این درست نیست و مهره مار همانی است که من گفتم.

اگر مهره مار واقعی پیدا شود قیمت آن در حدود چهل میلیون تومان است.

همیشه توجه داشته باشید که مهره هائی عمل میکنند که از دو ماری که با هم جفت گیری کرده اند بدست آید. بفرض اگر شما وارد مکانی شوید که جای جفت گیری مارها بوده است مهره مار بسیار است ولی نمیتوان تشخیص داد که کدام اینها با هم جفت است. پس باید هنگام جفت گیری مار حضور داشته باشید و دو مهره را بردارید.

مهره مار به تنهائی کاری انجام نمیدهد و باید به آن ذکری خوانده شود که البته بسیار ساده است و وقتی این مهره ها را داشته باشید خیلی ها میتوانند روی آن ذکر بخوانند.

پس تا حالا سه مطلب در باره مارها گفتیم و به تدریج به آن اضافه میکنیم. در همین جا

موکل در حفاری

بخونید تا تو حفاری گمراه نشوید

با سلام

پس از مدتها میخوام یک مطلب بنویسم. باور کنید که اینقدر گرفتارم که فرصت تایپ مطالب رو پیدا نمیکنم. مطلب امروز در مورد کسانی هست که با موکل حفاری میکنند.

اول یک مطلب رو بگم: داشته های هر کسی چه از نظر مالی چه از نظر فکری نشان دهنده تلاش اون شخص در زمینه ای که فعالیت کرده است هست. بگذریم از کسانی که یک شبه پول دار میشن و یا شانس دارند و یا خداوند به آنها عنایت میکند ولی در کل جامعه یک شبه پول دار شدن یا یک شبه عالم شدن به غیر از تقدیر خدا مرسوم نیست.

حال این رو گفتم تا بعد بهش برسیم.

بعضی از حفار ها هر وقت میخوان به حفاری بروند شخصی رو که موکل دارد و بگفته خودش میتونه زیر زمین رو ببینه (کار دستگاه رو انجام بده) و طلسمات و تله ها رو باطل کنه رو به دنبال خودشون میبرند. و شروع به حفاری میکنند. اون پیر میاد و عین نسخه شما رو در زیر زمین براتون تشریح میکنه بصورتی که باور میکنید که چه چیزی دیده است. حتی تا چین های دامن مجسمه و تعداد مروارید های گردنشو میشمره و بهتون میگه.

اون پیر دوروغ نمیگه. با احضار میتوان این کار رو کرد.

کسانی که موکلین قوی دارند و زحمات بسیاری در این راه کشیدند میتونند حتی زیر زمین رو توسط موکلشون ببینند و تشریح کنند ولی هیچ وقت انسانهای موفقی در این کار نیستند.

روایات میگن وقتی جنسی یکصد سال در زیر زمین بماند این جنس جزو مهریه عجاین هست. و شما بمن بگوئید کی مهریشو دو دستی تقدیم من و شما میکند؟

تا وقتی که شما عجاین رو آگاه نکنید میتونید این جنس را بردارید (بدزدید) ولی وقتی رو یک کاری احضار زده بشه و عجاین آگاه بشن دیگه شما صاحب هیچ چیزی نیستید.

تعداد کسانی که با موکل بار از زیر زمین بیرون آورده اند به تعداد انگشتان دست است و اینها انسانهائی شناخته شده بودند که این کار را هم برای خودشان انجام نداده اند و فکر مال دنیا نبوده اند و اون نیز به دستور خداوند انجام شده است.نه من و شما که فکر پر کردن جیبمون هستیم.

اگر میخواهید در حفاری موفق شوید هیچ وقت علم رو کنار نگذارید و به چیزهائی مانند جادو و موکل نپردازید ، چون نه تنها موفق نمیشید بلکه ضربه هم میبینید.

اگر کسی رو پیدا کردید که با موکل باری از زیر زمین بیرون آورد آدرس بدید که من هم دستش رو ماچ کنم و هم مرید اون بشم.

حالا یکی از دلائلی که نمیتوان با موکل موفق بود آگاه شدن عجاین هست که اجازه نمیدهند دفینه را جا به جا کنید.

دومین مطلب در مورد موکل. ما موکل رو به دو قسمت کلی تقسیم میکنیم .

اول عنایتی و دوم بدست آوردنی.

موکل عنایتی موکلینی هستند که کلامشان از کسی به شخص دیگر داده میشود یا به صورتهای دیگر به یک فردی این موکل عنایت میشود.

با موکلی که به کسی عنایت شود شاید (شاید) بتوان دفینه ای رو از زیر خاک بیرون آورد که اون هم مطمئن باشید برای موکل نیست و برای این هست که خداوند در بین بندگانش به شما با دیدی متفاوت نگاه میکند و در درگاه او عزیز تر از دیگران هستید. چه بسا اگه موکل هم نداشتید دفینه ای در طالع شما نوشته شده بود.و این کار هم اگر اتفاق بیفتد فقط یک بار است در زندگی شخصی که به آن عنایت شده است.

قسمت دوم موکلینی هست که با چله نشینی های فراوان بدست میآورید ، یعنی تلاشی برای بدست آوردن موکل میکنید.

اول این رو اضافه کنم که در این کار شما میخواهی جنی رو به زور دعا به اسارت بگیرید. و هیچ کس دوست نداره به اسارت بره مگر اینکه مجبور بشه و اسیر هر جائی که بتونه ضربه ای وارد کنه این کار رو خواهد کرد.

شرایط چله نشینی بسیار سخت است. چیزی که در مردم باب هست میگویند تمام اعضا و جوارح بدن باید چله باشند که البته شرایط چله نشینی از این حرفها بسیار سخت تر است (در عمل) ولی معنی آن بسیار ساده ، چله نشینی یعنی چه؟ یعنی ریاضت کشیدن. چطور ممکنه که شما چله بشیندی و ریاضت ها بکشید تا موکلی رو بدست بیارید برای پول دار شدن یا باری رو از زیر خاک بیرون کشیدن یا قدرتمند شدن؟ اینها با هم منافات داره کسی که چله نشینی میکنه دیگه دنبال مال دنیا نیست. کسی که چله نشینی میکنه پول و قدرت براش معنی نداره.

برای همین هست که میگم با موکل نمیتوان موفق شد. چون از بنیان تا انتها با مال دنیا منافات داره.

گوش به حرف مردم ندید و اگه کاری برای حفاری دارید با موکل خرابش نکنید

هیچ چیزی در دنیا جای علم رو نمیگیره و کسانی که میخوان موفق بشن باید با علم دنیا به مال دنیا برسند.

پیر ما یک لشکر موکل داشت که هر چیزی میخواست براش فراهم بود و فقط یک با با موکلی که به خودش عنایت شده بود توانست موفق شود و پس از چند سال زندکی دنیائی خودش رو به باد داد برای اینکه میخواست به ته این قضیه برسه و بعد هم که به انتهای قضیه رسید، بوسید و گذاشت کنار.

اگه خواستید عمرتون رو تو این راه تلف کنید یک نگاهی به دعا نویسان محلتون بندازید که تازه اینها زرنگاشن که سر مردم رو کلاه میزارن و زندگی خودشون رو میگذرونند.

هیچ وقت فکر نکنید که شما میتونید در این را از طریق اکتسابی به جائی برسید که امکان پذیر نمیباشد. آخر کار تمام کسانی که میخواهند علم علوم غریبه رو کسب کنند دعا نویسی هست.

اگه خداوند بهت عنایت کرد برو دنبالش ، اگه نه ببوسش و بگذارش کنار.

کلمه عنایت رو هم براتون یک مثال بزنم.

نشونه بارز عنایت پرفسور میرزائی هست که رفت شاولین کنگ فو یاد بگیره و به شائولین راهش ندادند و دو روز جلوی درب شائولین زیر بارون نشست و وقتی برگشت ایران قوی ترین سبک کنگ فو جهان رو به نام کنگ فو توا نوشت و به علوم غریبه کاملا واقف شد. این یعنی عنایت.

کلام آخر رو بگم : با موکل نه موفق میشید نه نتیجه میگیرید. دوزار پول خرج کنید و یک دستگاه حرکت دهیدی تا نتیجه بگیرید. من امتحان کردم . با کسی که واقعا میتونست زیر زمین رو تشریح کنه ولی دریغ از یک سکه مسی بی ارزش. که بشه با موکل در آورد.

به امید موفقیت برای شما.

پیر مرد ژنده پوش

مردی بود مومن که به بارگاه امام سوم شیعیان رفت. امام حسین و چهل سال در گلدسته بارگاه امام حسین عبادت کرد.

بعد از چهل سال عبادت یک روز امام حسین به این مرد میگوید: خواسته ات چیست که چهل سال در گلدسته بارگاه من عبادت کردی؟

پیر مرد میگوید من یک موکل میخواهم. و امام حسین در جواب پیر مرد به او میگوید موکل من مال تو.

پیر مرد خداحافظی میکند و به سمت شمال ایران به راه می افتد تا به منزل خود برود. در میان راه کاروانی را میبیند که به سمت مکه و برای زیارت خانه خدا میروند. با خود میگوید من هم با این کاروان به زیارت خانه خدا بروم و به راه میافتد.

در میان راه آب کاروان تمام میشود و تمام افراد کاروان داشتند از بی آبی جان میدادند و تلف میشدند که پیر مرد موکل خود را احضار میکند و به او میگوید این کاروان به زیارت حج میرود و همه از بی آبی رنج میبرند و من از تو میخواهم آبی برای آنها فراهم کنی.

موکل آب را برای کاروان فراهم میکند و کاروان به زیارت خانه خدا میرود و پس از زیارت کوله بار خود را میبندند و به سمت ایران به راه می افتند. پس از چند ماه پیاده روی به جائی میرسند که در آنجا طائون وجود داشته و افراد کاروان یکی یکی مریض می شدند و میمردند. پیر مرد باز هم موکل خود را میخواهد و از او داروئی میگیرد تا از مریض شدن و مردن افراد کاروان جلو گیری کند و همه به سلامت به ایران باز میگردند.

چندین سال بعد از این پیر مرد که موئد مرگش فرا میرسد به یکی از مریدانش میگوید من موکلی دارم که موکل آقام امام حسین هست و مرگ من نزدیک هست و این موکل رو به تو میدهم و از تو میخواهم که در راه درست از آن استفاده کنی.

پیر مرد موکل را به مرید خود میدهد و میمیرد.

چندین سال از این جریان میگذرد و مردی که مرید پیر مرد بود به مشکلات مالی فراوان بر میخورد و زندگی به او تنگ و تلخ میشود. یک روز به خود میگوید از موکل پیرم استفاده کنم تا زندگیم روبه راه شود ولی بعد از چند لحضه پشیمان میشود و پیش خود میگوید که: اگه این موکل میتونست کاری انجام دهد پیر من ژنده پوش و بیچاره نبود و از موکل استفاده نمیکند.

چند سال دیگر میگذرد و تصمیم میگیرد موکل را امتحان کند و کلام را به زبان جاری میکند و موکل حاضر میشود. مرد به او میگوید اول برایم یک سفره بینداز که از گشنگی مردم و موکل سفره ای برای او پهن میکند که از شیر مرغ تا جون آدمیزاد در آن بود و مرد شکمی سیر میخورد و بعد از آن هر روز کارش این بود که با موکل بار در بیاورد و مال اندوزی کند.

تا یک روز پیر به خواب چند تن از مریدانش میآید و به آنها میگوید بروید و موکل آقا امام حسین را از دست این مرد نجات دهید که موکل را بیچاره کرده است و به آنها میگوید که چه بگویند تا آن مرد چه جواب دهد و موکل آزاد شود. مریدان پیر مرد اینکار را میکنند و موکل را آزاد میکنند.

این پیر مرد کسی نیست جز حضرت خیرالحاج که مقبره ایشان در شیطان کوه لاهیجان است و یکی از مردان با ایمان و نیک خداوند بود.

حضرت خیرالحاج فقط دو بار از موکلی که امام حسین به او عنایت کرده بود در طول زندگی خود استفاده کرد و آن هم برای کمک به مردم نه برای مال اندوزی در صورتی که در قبل گفتم فقط با موکلی میتوان بار از زمین در آورد که عنایتی باشد نه موکلی که با چله نشینی آن را بگیرید. و این یعنی اینکه کسی که به این درجه از علم برسد دیگه نیازی به مال دنیا ندارد.

متاسفانه در چند روز اخیر هر کسی به من ایمیل زده در این مورد سوال کرده و من گفتم با یک حکایت جواب دوستان را بدهم.

اگه دوستان قانع شدند که هیچ ولی هر کسی قانع نشد به سوال زیر من جواب دهد و یک بیت شعر زیر و یک جمله نوشته شده را برای من تفسیر کنه و بفرسته.

شیر و آهو

شیر ماده به خاطر اینکه بتواند به بچه هایش شیر دهد به شکار میرود ، بچه های شیر نگران شکار کردن مادرشان هستند تا مادر شکار کند و برگردد و بتواند به آنها شیر دهد.

آهو هم به چرا میرود تا چرا کند و علف بخورد و برگردد تا بتواند به بچه هایش شیر دهد و بچه های آهو نیز نگران مادرشان هستند تا چرا کند. بچه ها نگران مادرشان هستند که مبادا شکار شود و نتواند برگردد و به آنها شیر دهد.

حال به من بگوئید شما از کدام تیره هستید؟ آیا توله شیر یا توله آهو؟

این سوال من بود و حالا یک بیت شعر و یک جمله.

یک محلی است در اسپند شاه ، ای برادر خوب کن آن را نگاه

در نگاه اولی چیزی بگیر ، در نگاه دومی چیزی بده

ما کلید طلائی را در گردن خرگوش سفید نهادیم

لطفا هر کسی که میخواست در این ارتباط به مناظره بشینه (چون تعداد مخالفین حرف من زیاد شد) اول جواب شیر و آهو را بده و بعد یک بیت شعر و یک جمله را برام تفسیر کنه و بعد بنده جواب ایشان را میدهم.

مهره مار

 
ایجاد جاذبه بیشتر در مرد و زن و پیر و جوان و ..

جزابتر شدن و مقبوليت اجتماعي و فردي عموما طرفدار و جستجو كننده دارد و يكي از اصلي ترين موارديكه مهره مار را معروف نموده است خاصيت وي‍ژه آن در جذاب تر و گيراتر نمودن افراد است .مهره مار در ميان عامه چنين معروف است كه با خاصيت جادوئي خود فرد را در مقابل دارنده آن خلع صلاح مي نمايد و افراد نمي توانند در مقابل دارنده مهره مار خصومت كنند و يا در مقابل خواسته هاي او مقاومت نمايند .

 بنوعي كه اين خاصيت موجب عبور دارنده مهره مار از مبادي اي ميشود كه بدون داشتن مهره مار غير قابل انجام است و شرايط بي نظير و غير قابل وصفي پديد مي آورد . برخي آنرا براي مقاصد شرم آور جنسي و .. ميشناسند و برخي آن را موجب ژيشرفت در تجارت و داد و ستد ميداند  برخي نيز به فراخور شرايط كاري خود آن را كليد پيمودن پله هاي ترقي كاري و پيشرفت شغلي و كنار آمدن با رييس خو و تعدادي نيز آنرا شاه كليدي براي دلربايي دائمي از همسر و خانواده همسر ميشناسند . البته تاحدود بسيار زيادي اين موارد وجود واقعي دارند ولي دليل آن چيست و آيا مهره مار واقعيت دارد و چگونه مي توان مهره مار واقعي و اصل را از مهره مار بدل و ساختگي شناخت و هزاران سئوال ديگر كه در اين مورد مطرح است . تمامي اين موارد در خاصيت مغناطيسي بالاي مهره مار بايد جست ولي چگونه اين خاصيت مي تواند جذابيت فردي اجتماعي و شغلي و خانوادگي و عشقي ايجاد ميكند ؟ مهره مار نيروي متافيزيكي و مغناطيسي بي مانندي ايجاد ميكند  كه افراد مقبل را تحت تاثير قرار داده و  موردتسلط رواني و غير قابل مقاومت قرار ميدهد و  امتيازات ويژه را بوجود ميآورند كه افراد به فراخور نيات خود از آن به نفع خود بهره ميبرند . ثروت و قدرت و دلربايي از مواردي است كه همواره در فرهنگ عاميانه همراه و همزاد مهره مار است و هركجا نامي از مهره مار مي شنويم حتما با موارد ياد شده مطرح ميشود . در مورد مهره مار بسيار مي گويند و لي هر قولي شنيدني و باوركردني نيست . خرافات آميخته با مهره مار را بايد زدود و اصل و واقعيت آنرا بايد شنيد . برخي براي آزمايش كردن مهره مار  و دانستن اصل از بدل مي گويند وقتي آنرا به همراه داري و به نانوايي مي روي نان به تنور نچسبد بايد در جواب گفت كه اگر يگ ژنراتور بسيار قوي هم  در جيب داشته باشي)( محال ) باز اين اتفاق نخواهد افتاد و موارد بي تعداد از اين دست .متافیزیک که از جمله علوم پیشرفته  بشریت است وواقعیات پنهان بسیاری از موضوعات را کشف واثبات مینماند و روش شناختی متفاوتی از علوم تجربی دارد وعلم سنگ درمانی یکی از شاخه های بسیارجزیی آن است که امروزه توانسته است بسیاری از مشکلات بظاهر لاینحل بشر را حل کند درخصوص مهره مار متافیزیک اینگونه اظهار نطر میکند : تمامي اشياء در جهان هستی بواسطه جوهره ساختاری خود نیرویی مغناطیسی دارد و برآیند این انرژی های پنهان منتشر شده از اجسام واشیاء بشكل فوق العاده تاثيرگذار و قابل مشاهده نظمی را در جهان هستی پدید می آورند که در قرآن مبین نیز از آن یاد شده که در آیاتی به نگاه داشته شدن ستارگان وزمین درآسمانها با ستونهای نامریی به اذن خداوند قادرمتعال یادشده است .مارهای نر وماده به علت وضعیت خاص آناتومیک خود ازشرایط متفاوتی برخوردارند تا انگیزش برای آمیزش را پیداکنند وبر آن وضعیت فائق آیند .وبا این عمل ادامه بقاء یابند .خداوند متعال متابولیسم بدن مار را بگونه ای آفریده است که درطول سال یک ترشح استخوانی ازجنس شاخ بر روی سرخود همانند پینه ترشح مینماید که دارای بیشترین بار مغناظیسی نسبت به سایر اجسام واشیاء است وبصورت تک قطبی است که آن را بنام مهره مار میشناسیم . مهره مار درمارهای نر بار مثبت ومهره مار در مارهای ماده حامل بار انرژی منفی هستند که مانند آهنربایی متابولیک  و طبیعی دوجفت را بسوی هم جذب می نماید ومقاربت برای ادامه نسل را موجب میشود .اندازه این مهره ها حدودا به قدر 2 عدد لپه معمولی است .بعد از عمل جفت گیری این مهره ها ازسرمارجداشده وبرزمین میافتد اگرفردی بتواند این مهره ها را که متعلق به دو مار جفتگیری کننده را از آن خودنموده و40 روز باخود دارد مغناطیس طبیعی بدن با مغناطیس مهره مار هماهنگ شده وتقویت میشود سپس وفرد دارنده بواسطه آن میدانی بمراتب وسیع تر وقویتر نسبت به فرد عادی فاقد مهره مار حول خود ساتع مینماید که آثار بیشماری را برای آن ناشی میگردد.

ساروج

 ساروج

در زمانهاي قديم كه چيزي به نام بتون وجود نداشت ، براي ساختن جاهاي مستحكم از موادي به نام ساروج استفاده مي شد. امروزه به اشتباه مردم فكر ميكنند كه ساروج براي نگهداري عتيقه بوده است در صورتي كه اينطور نيست.

ساروج براي پل سازي ، ساخت قلعه هاي محكم ، سد سازي ، و راه براي آب و نگهداري عتيقه و بسياري از اين مواري استفاده مي شده است.

ساروج انواع مختلف دارد كه محكمترين آن به ترتيب از ساروج سياه شروع ميشود و بعد از آن ساروج سفيد و ساروج طوسي و ساروج كرم است. بعضي از ساروجها با موادي بنام سيلكس و بعضي با سرب و مس ذوب شده درست مي شدند. اينها استقامت ساروج و محكمي آن را بالا ميبرد.

در ساروجهايي كه براي جلوگيري از نفوذ آب ساخته ميشد از پشم شتر و موي بز استفاده ميشد كه ساروج را براي جلوگيري از نفوذ آب مستحكم ميكرد.

تا چند سال پيش شصدو دو نوع ساروج شناخته شده است كه از اين تعداد پنجاه و يك نوع آن بدون اموال (زير خاكي) ميباشد و از باقيمانده انواع ساروج همه داراي طلا نميباشد. در حفاريهاي انجام شده اكثرا از سه نوع ساروج بار طلا بيرون آمده است و الباقي داراي نقره و مفرق و اجناس ديگر بوده اند.

كليه ساروجها از مواد اصلي زير درست شده اند.

شن و ماسه ، آهك و سفيده تخم مرغ و...

مواد ديگري هم به انواع ساروج اضافه ميشد كه در بالا نام برديم.

طريقه خرد كردن هركدام از اين ساروجها متفاوت است ولي به طور كلي ميتوان آنها را خرد كرد و از بين برد. براي مثال يك الماس را فزض كنيد كه ميخواهيد آن را خرد كنيد. اگر با پتك هم روي آن بزنيد خرد نميشود ولي اگر بدانيد كه ضربه را به كجاي الماس وارد كنيد به راحتي خرد ميشود و به قطعات كوچك تقسيم ميشود. ساروج هم مانند همين الماس است ، اگر مواد آن در دسترس نباشد بايد بدانيد كه از كجا شروع به شكستن آن بكنيد تا بهتر نتيجه بگيريد.

براي ساخت مواد جهت خرد كردن ساروج بايد نمونه ساروج وجود داشته باشد و مواد براي آن نمونه ساخته شود يا اينكه بدانيد ساروج شما از چه نوعي است.

از بين بردن ساروجهايي كه به صورت عمودي ميباشد با استفاده از مواد بسيار سخت تر است ولي نشدني نيست. اول بايد دور جايي را كه ميخواهيم مواد بريزيم با خمير گرفته و آن را كاملا آبندي كنيم و بعد از مواد ساروج استفاده كنيم.

حالا كه بحث ساروج را تمام كرديم چند خط هم در مورد سنگ برايتان بگويم.

سنگ را نيز اگر از نقطه ضعيف آن كار كنيم به راحتي شكسته ميشود و ميتوان سنگهاي چند تني را خرد كرد ولي اگر به پست سنگي خورديد كه هم قطر داشت هم رگه نداشت كه بتوان با قلم و چكش خردش كرد ، بايد به روش زير عمل كنيم.

چند سوراخ در يك امتداد و به فاصله هاي مشخص در سنگ ايجاد ميكنيد و در داخل آنها موادي به نام كترا ميريزيم (نوع ايراني آن بهتر از نوع خارجي آن عمل ميكند) و بعد با چوب سوراخها را كاملا از نفوذ هوا ميپوشانيم و محكم ميكنيم. از بیست و چهار ساعت تا چهل و هشت ساعت بعد كترا در داخل سوراخ حجم ميگيرد و باعث ترك خوردن سنگ ميشود و سنگ را خرد ميكند.

اين مطلب در همينجا به پايان رسيد اگه مشكلي داشتيد با من در ميان بگذاريد.

درخت و انواع آن:

در ايران انواع مختلف درخت وجود دارد.

در گذشته درختاني كه عمر طولاني داشتند براي نشانه استفاده ميشدند و در بيشتر جاهايي كه اموال گذاشته مي شد درختي هم كاشته مي شد كه بعدها پيدا كردن جا راحت باشد.

درختاني كه بيشتر براي اينكار استفاده مي شد به ترتيب زير ميباشد.

بوته گز كه در حدود شش هزار سال عمر ميكند.

درخت سرو كه در حال حاضر چهار هزار ساله آن وجود دارد.

درخت داغداغان كه در حال حاضر چهار هزار و پانصد ساله آن هست.

درخت آزاد كه دو هزار سال عمر ميكند و در جنگلهاي شمالي ايران به وفور يافت ميشود.

درخت چنار كه حدود هفتصد سال عمر ميكند و پس از آن هر سال يك بار خود كشي ميكند و خود را ميسوزاند تا از بين برود كه اين خود سوزي هم چندين سال طول ميكشد. مانند درخت چنار امامزاده صالح كه حدود نهصد سال قدمت دارد.

درخت نارون حدود پانصد سال عمر ميكند.

درخت سنجد نيز حدود پانصد سال عمر ميكند.

درختهايي با عمر طولاني اكثرا نشانه بار است و بار هر كدام از آنها با ديگري متفاوت است به فرض اموالي كه در نزدكي بوته گز يافت ميشود با اموالي كه در كنار سرو يافت ميشود هميشه متفاوت بوده است.

اينم يك مطلب در مورد درختان

ممكنه درختاني از قلم افتاده باشند ، ذهنم اينقدر ياري كرد ، به بزرگي خودتون ببخشيد.

گنج نامه

گنج نامه کتابهایی بوده است که حاوی مکانهایی است که در آنجا گنجی دفن میباشد.

تمام کسانی که صاحب گنج نامه بوده اند همه دارای علوم غریبه و علوم قدیمی میباشند.

تعدادی از گنج نامه ها به شرح زیر است: گنج نامه الوان هندی ، گنج نامه احمد وزیر ، گنج نامه ملاصدرا ، گنج نامه قائم مقام فرهانی ، گنج نامه میرزا مکتب خان تبریزی ، گنج نامه باگواس و گنج نامه شیخ بها (که به دو خط شجر ایستاده و شجر خوابیده نوشته شده است).

همچنین موبدان قبل از اسلام همگی دارای گنج نامه بوده اند. چون همگی آنها در زمان خودشان امانت دار بوده اند و از اموال مردم حفاظت میکردند. موبدان خود به دو قسمت تقسیم میشوند. اول موبد که اموال مردم نزد آنها به امانت گذاشته میشده است. و موبد موبدان که از اموال درباریان و پادشاهان حفاظت میکردند و نقش امین و کاتب شاهان را نیز بر عهده داشتند.

به همین دلیل است که قبر موبد موبدان همیشه بارهای نفیسی در خود دارد و جزو قبرهای بسیار با ارزش است.

گنج نامه ها چه آنهایی که توسط اشخاص نوشته شده است و چه آنهایی که موبدان آنها را نوشته اند همگی به رمز است و طلسمات سنگینی نیز دارند و چون افرادی که این گنج نامه ها را نوشته اند به علوم غریبه آشنا بوده اند رموز سنگینی برای گنج نامه ها گذاشته اند و ترجمه آنها کار استادانی است که به خط شناسی و طلسمات آگاهی کامل داشته باشند.

این هم یک مطلب در مورد گنج نامه که یکی از بچه های خوب حفار تقاضا کرده بود

گورستانها و انواع قبرها

از بهترین جای آن شروع میکنیم که گورستان گبریان است.

خیلی از مردم عقیده دارند که قبرستان گبریان متعلق به کافران است ولی این موضوع درست نیست.

گبر یعنی غیر مسلمان و به کسانی که غیر مسلمان بوده اند بی دین گفته نمیشود. گبریان دین زردتشت داشتند.

حال میخواهیم ببینیم که قبرهای دوران قبل از اسلام به چه شکلی بوده اند و نوع دفن کردن اجساد به چه صورت بوده است. در زمان پیش از اسلام قبر زنها گرد و مدور بوده است و قبر مردها به صورت مستطیل بوده و قبر بچه ها به صورت مثلث بوده است. بعضی ها را نیز در خمره میگذاشتند.

در تمام قبرهای گبری حداقل یک کاسه آب و یک کاسه غذا گذاسته میشده است که کسی که میمیرد از گشنگی و تشنگی عذاب نکشد.

در بسیاری از قبرهای گبری لوازم مورد نیاز فرد نیز گذاشته میشده است که بستگی به پول داری یا بی پول بودن مرده است. مردگان پول دار ظروف طلا و اجناسی مانند شمشیر زره وخیلی چیزهای دیگر به همراه دارند ولی مردگان بی پول و بی بضاعت اموال کمتری با خود به همراه دارند یا اموال آنها از فلزات ارزشمند نیست.

نوع دیگر قبرها قبر پیغمبری است که اگر شما آن را بشکافید هیچ چیزی درون آن یافت نمیشود نه جنازه نه اموال. این قبرها چند پوش هستند و تازه از قبر راهی دارد برای جایی دیگر که جنازه و اموال آن در آنجا هست.

قبرهایی نیز وجود دارد که به صورت ایستاده است. این قبرها متعلق به یک سری از ایرانیان است که معتقد بودند آنها را باید ایستاده به خاک سپرد.

بسیاری از خلاف کاران را نیز به صورت ایستاده در میان دیوارهای قلعه ها و جاهای دیگر زنده به گور میکردند که خود اینها به نوعی قبر ایستاده تبدیل شده است.

بعضی از قبرها به صورت کشویی است که مربوط به رومیان است که در ایران با آئین خودشان دفن شده اند.

یک نوع قبر هم داریم که به آن قبر دخمه ای گفته میشود که نمونه آن در تخت رستم پیدا شده است.

جنازه قبرهای خمره ای همیشه به صورت نشسته بوده است و جنازه آنها را به صورت نشسته در خمره میگذاشتند و دفن میکردند.

وقتی در جنگها جنگجویان میمردند آنها را با اموال و لباسهایشان و زره دفن میکردندکه نمونه این قبرستان در چهاربداران در نزدکی مرز ترکیه موجود میباشد که شاه اسماعیل اول در جنگ با عثمانی شکست خورد و بیست و هفت هزار کشته داد که همه آنها با لباسهای رزمشان دفن شده بودند.

در گذشته ما گورستانهای دسته جمعی نیز داریم که متعلق به افراد مریض است. در جاهائی که وبا یا طاعون میآمده جنازه افراد را به صورت دسته جمعی دفن میکردند. در همینجا یک مطلب بسیار مهم را برایتان بگویم و آن اینکه کسانی که قبری را میشکافند خیلی باید مواظب باشند و بفهمنه که جنازه مریض هست یا نیست و حتماٌ باید استخوان شناس باشند و یا بتوانند استخوان اشخاص مریض را از استخوان افراد سالم تشخیص دهند تا با مشکلی مواجه نشوند.

همیشه وقتی میخواهید قبری را باز کنید حتماٌ از دستکش و ماسک حسابی استفاده کنید.

جنازه هایی که در غارها و ذاغه ها میباشد و جنازه هایی که در صحرا میباشد و جنازه هایی که در کوهستانها میباشد از نظر ماهیت کاملاٌ با هم متفاوت است.

هر قبرستان و هر کوری دارای اموال نمیباشد. چون بسیاری از مردم فقیر بوده اند و بدون اموال دفن میشدند.

در هر قبرستان تعدادی قبر سلطانی وجود دارد که دارای اموال میباشند که باید نتوانید آنها را تشخیص دهید و از روی بعضی شواهد تشخیص آنها امکان پذیر است.

اکثر گورستانها در سینه کشی ها و کنار رودخانه ها میباشد. در بسیاری از قبرستانها یک چهارطاقی نیز میباشد که نشان میدهد در میان آن چهار طاقی شخص مهمی فوت کرده است و اکثرا دارای اموال میباشند.

در ایران قبرهای یهودی نیز بسیار است که نوع قرار کرفتن سنگ آنها متفاوت است و میتوان از روی سنگ قبر فهمید که این قبر متعلق به یک یهودی است.(سنگ قبر یهودیان دارای فلش است).

و مطلب آخر در مورد کسانی که به حفاری میروند و میگویند در سه متری یا چهار متری یک طابوت طلا یا یک جنازه مومیایی پیدا کرده ایم. اینها همه دروغ است. شخصیتهایی را که در طابوت طلا یا نقره یا سنگ یشم میگذاشتند همیشه در عمق بالای بیست متر دفن میکردند. و در عمق کم اینکار انجام نمیشد. برای این جنازه ها حتماٌ اطاقی از ساروج درست میکردند و آن را آنقدر پایین میبردند که از گزند جانوران خاک به دور باشد و همچنین دزدان نتوانند گزندی به جنازه و اموال آن بزنند. در کنار این جنازه ها حتماٌ اموال فراوان وجود دارد و کنیزان و نوکران آنها را نیز با جنازه اربابشان زنده به گور میکردند. پس اگر کسی گفت جنازه ای در آورده بدون اموال بدانید که احتمال دروغ گفتن آن زیاد است.

اینهم یک مطلب برای شما دوستان عزیز در ارتباط با گورستانها

پوست وانواع نوشته ها و نسخه ها

گنج نامه ها اکثرا روی سنگ است و بعد از آن به ترتیب روی پوست آهو و پوست گاو و گنج نامه های مهم که درباری بوده است بعد از سنگ بیشتر روی پوست کرگدن میباشد. ولی اکثر گنج نامه ها روی سنگ یشم حکاکی میشده است.

بیشتر نوشته های روی پوست را داغ میکردند و جوهر های مخصوصی بود که قابل شستشو بود و آب آنها را از بین نمیبرد که اکثر نوشته های روی پوست با این جوهر نوشته میشده است.

بعضی اوقات نوشته هائی رو میبینم روی پوست که با خون نوشته شده است.

اکثر نوشته های روی پوست با خون گنج نامه یا نسخه نیست و بیشتر آنها دعا هست و جزو طلسمات محسوب میشود و اکثرا با خون کفتر نوشته میشده است.

پس این مورد رو اشتباه نکنیم.

پوستها در زمان خود دباغی میشدند و مواد مخصوصی مانند رزین و روغن به آنها میخورده است که عمر پوست رو بالا میبرده و مقاومت آن را بسیار زیاد میکرده. این پوستها اگر در جای مناسب نگهداری شوند تا پنج هزار سال عمر میکنند.

پوستها را اکثرا در جای خشک یا داخل نی نگهداری میکردند و دو سر آن را می بستند و هر چه به پوست هوای کمتری برخور کند سالم تر میماند و عمر آن طولانی تر میشود.

ولی باز هم مگویم که هشتاد درصد گنج نامه ها روی سنگ نوشته میشده است.

آتشکده ها

آتش کده از زمان ظهور حضرت زرتشت که پیامبر ایرانیان فبل از اسلام بود درست شد.

بعضی ها به اشتباه فکر میکنند که ما ایرانیان در زمان قدیم آتش پرست بودیم در صورتی که این صحیح نیست. ایرانیان در زمان زرتشت به آتش احترام میگذاشتند و آن را سمبل میدانستند ، ولی در همان زمان هم یکتا پرست بودند. و به همین خاطر سمبل بودن آتشکده ها برپا شد و موبدینی در آتشکده ها شروع به خدمت کردند.

آتشکده ها با هیزم و روعن چراغ همیشه روشن بودهاند. و اگر آتشکده ای خاموش میشد موبد آن مجازات میشد.

موبدان از نظر قدرت دسته کمی از حکومت وقت نداشتند و حرف آنها در دربار بسیار برش داشت. و همچنین برای مردم.

اکثر آتشکده ها نوشته ای دارند به زبان پهلوی و تعداد کمی از آنها نوشته ای دارند به خط میخی.

آتشکده ها در آن زمانها به صورت امانت سرا نیز بوده است. اولین امانت آتشکده ها همان آتش برافراشته آن بوده که هیچ وقت نباید خاموش می شد. و دومین امانت آتشکده ها امانت مردم بوده است که به موبد در آتشکده سپرده میشد.

در آن زمانها چون بانکی وجود نداشت و موبدان مورد احترام و اعتماد مردم بودند ، مردم اموال اضافی خود را به آنها می سپردند یا زمانهائی که میخواستند به سفر بروند امانات خود را به موبدان میدادند و هر وقت که احتیاجی به آنها داشتند یا از سفر بر میگشتند آن را تقاضا میکردند و پس میگرفتند.

در زیر آتشکده ها مکانهائی بنا شده بود که از اموال مردم در برابر دزدان حفاضت کند و موبدان اموال امانتی مردم را در این مکانهای امن میگذاشتند. و رسیدی برای افراد صادر میکردند که بعد از مراجعت با نشان دادن رسید مال خود را دریافت کنند و موبد اموال را در مکانی مشخص دنفن میکرد و یک نوشته (نسخه) از اموال میکشید و در جائی محفوظ میگذاشت که اگر زمان طولانی شد مکان فراموش نشود و خیلی از نسخه ها به این صورت نوشته شد. که هم موبد مرد و هم صاحب مال نیامد و این سند باقی ماند و به صورت نسخه در آمد.

این اسناد جمع میشد و به فردی که به آن موبد موبدان میگفتند تحویل میشد که کل موبدان زیر نظر او بودند.

به طور مثال وزیر خسرو پرویز که خود یکی از موبدموبدان بوده است سلمان فارسی میباشد. و مطلب دیگر در مورد موبد موبدان این هست که آنها دانشمندان زمان خود بوده اند.

اوج شکوفائی آتشکده ها در زمان ساسانی میباشد و کل آتشکده ها دارای اطاقی در زیر خود بود که همیشه آتش در آنجا روشن بود.

نودو هشت درصد آتشکده ها دارای بار میباشند (البته اگر بار آنها نرفته باشد) در بهضی از مناطق که دزدان زیاد به آتشکده ها حمله میکردند و اموال آن را به سرقت میبردند ، اموال آتشکده در بیرون آن مدفون هست.

بیشتر آتشکده ها همیشه در روی بلندی بنا میشد که مردم بتوانند آتش رو ببینند.

تعدادی از آتشکده ها در زمانی که اعراب به ایران حمله کردند و مردم ایران مسلمان شدند به امامزاده تبدیل شد و اکثرا این امامزاده ها شجره ندارند.

در امام زاده هائی که کندوکاو میشود و در زیر آن اطاقی پیدا میشود که در آن دوده فراوان هست نشان میدهد که جزو همین آتشکده ها بودهاند.

در بعضی از آتشکدهها موبدان در آتشکده دفن میشدند و در بعضی از آنها در بیرون آتشکده و اکثر آتشکده ها در زیر خود راهرو و اطاقهای فراوان دارد که به جاهائی در اطراف میرود. و بارها و جنازه موبدان در آنها گذاشته می شده است.

تا اواخر دوران ساسانی و قبل از حمله اعراب به ایران آتشکده ها ساخته میشده است و زمانی که دین اسلام دین رسمی ایرانیان شد ، آتشکده ها از رونق افتادند

به خاطر اینکه مردم به زیارت آتشکده ها نروند و مورد احترام مردم نباشد ، بیشتر به صورت امامزاده در آمد و اشخاص مومن و با ایمان و یا زنان مومنه در این آتشکده ها دفن شدند که از آن به بعد مسلمانان به زیارت آنها میرفتند.

شکل ظاهری آتشکده ها مانند امامزاده های امروزی میباشد و اکثرا دارای گنبد و بارگاه بوده اند.

در آخر در مورد جائی دیگر که مورد پرستش ایرانیان بوده بگم و این مطلب رو به پایان ببریم. قلعه هائی که قلعه دختر نامیده میشود در اصل بنام یکی از خدایان (آناهیتا) بوده است و این قلعه ها نیز جای بسیار مقدسی برای ایرانیان زمان خویش بوده است.

فلزیاب

شاید برای خیلی از شما دوستان سوال پیش اومده باشه در گذشته که فلزیاب نبوده پس به چه روش هایی گنج های زیر زمین رو پیدا می کردند و خیلی چیزهای دیگه در این رابطه .....

درسته که در گذشته مثل الان دستگاهای گنج یاب یا فلزیاب پیشرفته وجود نداشته اما کاشفان گنج در روزگاران بسیار دور هم برای خود روش های داشتند که خیلی از شما دوستان تا به حال نشنیده اید یکی از این روش ها شاقول است . البته شاقول هایی که در موردش می خواهیم در اینجا صحبت کنیم دستگاههای فلزیاب شاقولی امروزه از گذشته سر چشمه گرفته شده . در گذشته به این روش رایج بوده که یک قطعه طلا مثلا به اندازه ی یک انگشتر در زیر زبانشان قرار می دادند و یک قطعه طلای دیگر که به آن یک زنجیر طلا یا مس نصب می کردند تقریبا طول سیم مس یا زنجیر طلا به اندازه ی ۳۰ cm و نزدیک محل که می شدند بلافاصله از این روش استفاده می کردند . کار این شاقولی ها این طور بوده که وقتی نزدیک هدف می شد قطعه طلای نصب شده به سیم مس خودشو می کشه به سمت هدف مثل یک آهن ربا و اگر روی هدف قرار می گرفت به صورت دایره شروع به چرخش می کرد و اگر غیر اینصورت بود به صورت لوزی یا تخم مرغی شروع به چرخش می کرد .

در گذشته چند روش دیگری رایج بوده برای نقطه یابی هدف . و فکر می کنم تا همین جا کافی باشه .

طلسم خون تا به حال به شکل های مختلفی دیده شده و برای هر کدام راه حل های مختلفی نسبت به نوع طلسم خون پیشنهاد داده شده که باید اول نوع اون رو ذکر کنید تا من راه حلشو براتون بگم . اما در مورد طلسم نفاغ و کینه روش شناسایش به این شکل است که در نزدیک ترین آبادی به محل دفینه دعوایی در اون آبادی رخ می ده که اگر طلسم باطل نشه کار به خون ریزی کشیده خواهد شد . که افراد حاضر در محل دفینه سریع یک نفر به داوطلب چند قطره از خون خود را باید به زمین بریزد تا جنگ و دعوا بخوابه . راه حلش سادست اما اگر شرایط باطل کردن طلسم رعایت نشه فجایع وخیمی رخ خواهد داد ...

و اما در مورد از بین بردن سنگ .دوست عزیزمون نوع سنگ اول باید مشخص بشه کا آیا ساروج است یا غیر ساروج . و اینکه اگر ساروج است نوع اون رو باید مشخص کرد . برای از بین بردن ساروج راه حل های زیادی وجود داره که من به چند مورد از اون اشاره خواهم کرد . ( استفاده از کتراک و اسید و ... )

که در بخش ساروج با روش ها ی ساده تر از بین بردن ساروج توضیحات بیشتر داده ام .

اما در مورد طلسم سگ .که نوع سگ های اون هم باید مشخص بشه . که یک سری راه حل داره که باید مرحله به مر حله انجامش بدی که از گفتنش در این پست سرفه نظر می کنم به دلیل خطراتش

( کله سر ) نامی هست آشنا برای افرادی که از علوم غریبه سر رشته ای دارند . کله سر در علوم غریبه یعنی کیمیا ...لیمیا ...هیمیا ...سیمیا ... ریمیا ... که همان پنچ علوم غریبه هستند که نام کله سر متشکل شده از این علوم . و فکر می کنم که کمتر کسی بتونه طلسم این تپه یا غار درون کوه رو بشکنه و باطلش کنه . با توجه به اسمش و طلسماتی که روی این تپه گذاشته شده به نظر می یاد که بار سنگینی هم در اونجا وجود داشته باشه . باطل کردن این طلسم کار هر کسی نیست و بهتر که بی خیالش بشید .

پ.۶- من تا حالا این کتاب رو از نزدیک ندیدم و نشنیدم اما کتاب های زیادی در این زمینه وجود داره که شاید شما هم یکی مشابه از این کتاب ها رو داشته باشید . اما شما به تنهایی و تنها متکی به این کتاب نخواهید توانست فوتو فن طلسمات رو یاد بگیرید . به دلایل مختلف «۱» شما تا حالا با این علم هیچ گونه آشنایی نداشته و ندارید . و امکان گمراه شدنتان وجود دارد . «۲» در بین این راه با راه های فرعی بسیار زیادی مواجه خواهید شد که اگر استادی وجود نداشته باشد مسلما از همه لحاظ از قبیل روحی و روانی و جسمی و مالی و..... آسیب خواهید دید به دلیل اینکه وارد دنیای موجوات عجیب و قریبی خواهید شد که تا حالا هیچ گونه برخوردی باهاشون نداشته اید . و.... خیلی چیز های دیگه که توصیم اینه این کارو شما بسپارید به استادادن فنون و اگر واقعا شما با طلسمی مواجع شده اید در حین حفاری اگر با کمک نسخه یا راهنمای گنج اقدام کرده باشید که باید به عرضتون برسونم که در تمامیه نسخه های گنج روش باطل کردن طلسم رو هم یاداوری کرده ( توضیح کامل داده شده ) و در اصل راهنمای گنج یا همان نسخه ی گنج برای همین منظور تعبیه شده که شما برای بدست آوردن گنج سختی کمتری بکشید . اگر در این رابطه سوالی داشتید در قسمت نظرات یا به ایملم مطرح کنید ...

اکثرا افراد سوالاتی مبنی بر اینکه در محلی مشغول حفاری هستند و یکی از دلایل حفاری هاشون اینه که با یک نسخه حالا یا کپی گرفته شده از روی اصلی یا اینکه الان اصلش در دستشون نیست و دست کسی دیگر است و یا اصلا با در دست داشتن اصل دارند حفاری می کنند ولی هنوز نتیجه نگرفته اند و از بنده در خواست دارند که راهنمایشون کنم ....

اما باید در جواب این دوستان بگم که چه کوپی گرفتن از روی اصل نسخه گنج یا اینکه الان اصلش در دستمان نیست ولی از نزدیک اصلشو دیدم و آدرسو می دونیم کجاست یا اصلا نسخه ی گنج اصلیشو در دست داریم ولی هنوز نتییجه نگرفته ایم چند حالت وجود دارد ... «۱» یا نتوانسته اید درست ترجمه کنید . «۲» یا هنوز آدرسه دقیق دفینه رو نتونسته اید پیداکنید و به اشتباه دارید جای دیگرو که مشابه است حفاری می کنید .«۳» یا نسختون اصلی نیست و ساخته ی دست امروزه «۴» یا بارو قبلا کسی دیگه خالی کرده و برده و شما کمی دیر متوجه شده اید که در این مکان گنجی نهفته شده . و... اما قابل توجه همه ی دوستان : نسخه ی گنج در اصل یعنی آدرس محل دقیق قرار گرفتن و آگاه ساختن شخصی که به دنیال گنج بوده از خطر های احتمالی ( یعنی طلسم و تله های مکانیکی ) و خیلی چیز های دیگر که اگر آثار به هم نخورده باشه احتیاجی به دستگاه هم نیست چون که در نسخه عمق و محل دقیق قرار گرفتن دفینه رو اشاره کرده و خیلی چیزهای دیگر .... امیدوارم که با صحبت های پوچ وقت ارزشمند خودشونو سپری نکنند و بیشتر دنبال حقیقت باشند که به هدف نزدیکترشون بکنه .

اکثر افراد ایمیل می فرستند و راه حلی برای باطل کردن طلسم می خوان . سوالم اینجاست که اکثرا افرادی که ایمیل می زند آیا تا به حال طلسم رو از نزدیک دیدند و یا اینکه نقل و قول کسی دیگرو می کنند که جایی مشغول حفاری بودند و با طلسم بر خورند و دست از کار کشیدند و یا اغلب دیدم که مثلا می گن بابامون تعریف کرده که فلان جا طلسم داره و یا فلان کس خواب دیده که فلان جا یه مالی داره و طلسمش مثلا مار است ...........

کسی نیست به این افراد بگه آخه آدمه حسابی شما تا وقتی که با چشم خودت ندیدی چرا بیخودی اراجیف اونارو میگی .؟ من منکر طلسم نیستم اما توصیم اینه تا وقتی طلسم رو با چشمانه خودتون ندیدید و یا توی نسخه نخونید باور نکنید . اکثر این طلسم هایی که بین مردم صحبتش است به مثال اینه که مثلا برای اینکه یک بچه رو از رفتن و یا دست زدن به یک شئی منعش کنید بهش اینطوری می گید که اگر دست بزنی به لولو خورخوره می گم بیاد بخورتد یا از این جور صحبت ها که برای باز داشتند یک نفر ازکاری ......

خیلی وقتها همین افکار پریشان و کذب باعث شده که افراد دست از کار بکشند و کسی دیگه بیاد هدفشونو در بیاره و حالشو ببره در حالی که زحتمشو یکی دیگه کشیده اما به خاطر بی کفایتی فرد این اتفاق افتاده. اما سعی کنید تمام این حرفارو کنار بزارید و به هدفتون بچسبید و دست ازش برندارید . اما تا وقتی که شما با طلسم در نیافتید طلسم هیچ آسیبی به شما نخواهد رسوند در واقع طلسم برای این منظور قرار داده شده که اگر فردی قصد جابه جایی مال رو داشت باهاش مقابله کنه و مانع این کار بشه . و طلسم فقط و فقط به چشم و گوش کسی دیده و شنیده می شه که قصد جابه جایی بار رو داشته باشه . ( هیچ گاه با حرفای دروغ خودتون رو گول نزنید و عمرتونو هدر ندید) .

گاز طلا :

یکی از خطر ناکترین گازهای شناخته شده است که شخص مواجه شده با این گاز اگر اقدامات لازم برای مداوا انجام ندهد منجرب به مرگ شخص خواهد شد در ظرف کمتر از ۷ الی ۱۵ روز . به تمام افرادی در حین حفاری توصیه می کنم که دقت عمل به خرج بدهند تا از این گاز سمی در امان باشند . راه بسیار ساده وجود داره که در این پست به اون اشاره می کنم . البته افراد فوق حرفه ای و باستان شناسان اغلب از لوازم مخصوص حفاری استفاده می کنند که تهیه برخی از این لوازم برای افراد معمولی مقدور نسیت یکی از این لوازم لباس مخصوص حفاری برای جلوگیری از ورود گاز و تماس با شخص کاوشگر. مهمترین تاثیری که این گاز می تونه داشته باشه اینه که از راه تنفس وارد شش های شما بشه و تاثیر خودشو بزاره . شما باید در حین حفاری یک دستمال یا پارچه و یک بطری سرکه به همراه داشته باشید که وقتی احساس کردید با گاز طلا یا بوی عجیب و غریب مواجه شده اید سرکه رو به دستمال آغشته کنید و به جلوی بینی خود بگیرید . این روش تا مدتی می تونه کار ساز بشه و شما به کارتون ادامه بدید . سعی کنید اگر با بار یا کوزه یا صندوقچه ی گنج رو به رو شدید در فضای آزاد و باز درشو باز کنید تا به کسی آسیب نرسونه . به علت گستردگی این موضوع تا همین جا اکتفا می کنم . ( همشهری )

منشور حقوق بشر کوروش کبیر

منشور حقوق بشر کوروش در موزه بریتانیا

اینک به یاری اهورمزدا تاج سلطنت ایران ، بابل و کشورهای چهارگانه را بر سر گذاشته ام اعلام می کنم تا روزی که زنده هستم و اهورمزدا پادشاهی را به من ارمغان می کند کیش و آیین و باورهای مردمانی را که من پادشاه آنها هستم را گرامی بدارم و نگذارم که فرمانروایان و زیر دستان من ، کیش و آیین و دین و روش مردمان دیگر را پست بدارند و یا آنها را بیازارند .

من که امروز افسر پادشاهی را بر سر نهاده ام ، تا روزی که زنده هستم و مزذا پادشاهی را به من ارزانی کرده هرگز فرمانروایی خود را بر هیچ مردمانی به زور تحمیل نکنم و در پادشاهی من هر ملتی آزاد است که مرا به شاهی خوذ بپذیرد یا نپذیرد و هرگاه نخاهد ، مرا که ، پادشاه ایران و بابل و کشورهای چهار گانه هستم ، نخواهم گذاشت که کسی به دیگری ستم کند و اگر کسی ناتوان بود و بر او ستمی رفت من از وی دفاع خواهم کرد و حق او را گرفته و به او پس خواهم داد و ستم کاران را به کیفر خواهم رساند .

من تا روزی که پادشاه هستم نخواهم گذاشت کسی مال و اموال دیگری را با زور یا هر روش نادرست دیگری از او بدون پرداخت ارزش واقعی آن بگیرد .

من تا روزی که زنده هستم نخواهم گذاشت کسی ، کسی را به بیگاری بگیرد و به او مزد نپردازد .

من اعلام می کنم که هر کسی ازاد است هر دین و آیینی را که میل دارد بر گزیند و در هر جا که می خواهد سکونت نماید و به هر گونه که معتقد است عبادت کند و معتقدات خود را به جا آورد و هر کسب و کاری را که می خواهد انتخاب نماید ، تنها به شرطی که حق کسی را پایمال ننماید و زیانی به حقوق دیگران وارد نسازد .

من اعلام می کنم هر کس پاسخگوی اعمال خود می باشد هیچ کس را نباید به انگیزه ایکه از بستگانش خلاف کرده است مجازات کرد و اگر کسی از دودمان یا خانواده ای خلاف کرد تنها همان کس را به کیفر برسد و با دیگر مردمان و خانواده کاری نیست .

تا روزی که من زنده هستم نخواهم گذاشت مردان و زنان را به نام برده یا نام های دیگر بفروشند و این رسم زندگی باید از گیتی رخت بر بندد .

از مزدا می خواهم که مرا در تعهداتی که نسبت به ملت های ایران و ممالک چهار گانه گرفته ام پیروز گرداند .

من که امروز افسر پادشاهی را بر سر نهاده ام ، تا روزی که زنده هستم و مزذا پادشاهی را به من ارزانی کرده هرگز فرمانروایی خود را بر هیچ مردمانی به زور تحمیل نکنم و در پادشاهی من هر ملتی آزاد است که مرا به شاهی خوذ بپذیرد یا نپذیرد و هرگاه نخاهد ، مرا که ، پادشاه ایران و بابل و کشورهای چهار گانه هستم ، نخواهم گذاشت که کسی به دیگری ستم کند و اگر کسی ناتوان بود و بر او ستمی رفت من از وی دفاع خواهم کرد و حق او را گرفته و به او پس خواهم داد و ستم کاران را به کیفر خواهم رساند .

من تا روزی که پادشاه هستم نخواهم گذاشت کسی مال و اموال دیگری را با زور یا هر روش نادرست دیگری از او بدون پرداخت ارزش واقعی آن بگیرد .

من تا روزی که زنده هستم نخواهم گذاشت کسی ، کسی را به بیگاری بگیرد و به او مزد نپردازد .

من اعلام می کنم که هر کسی ازاد است هر دین و آیینی را که میل دارد بر گزیند و در هر جا که می خواهد سکونت نماید و به هر گونه که معتقد است عبادت کند و معتقدات خود را به جا آورد و هر کسب و کاری را که می خواهد انتخاب نماید ، تنها به شرطی که حق کسی را پایمال ننماید و زیانی به حقوق دیگران وارد نسازد .

من اعلام می کنم هر کس پاسخگوی اعمال خود می باشد هیچ کس را نباید به انگیزه ایکه از بستگانش خلاف کرده است مجازات کرد و اگر کسی از دودمان یا خانواده ای خلاف کرد تنها همان کس را به کیفر برسد و با دیگر مردمان و خانواده کاری نیست .

تا روزی که من زنده هستم نخواهم گذاشت مردان و زنان را به نام برده یا نام های دیگر بفروشند و این رسم زندگی باید از گیتی رخت بر بندد .

از مزدا می خواهم که مرا در تعهداتی که نسبت به ملت های ایران و ممالک چهار گانه گرفته ام پیروز گرداند .
قالیچه های پرنده
خلفای اموی و عباسی و همچنین موقولها در سركوب تكنولوژی ساخت قالیچه های پرنده نقش
اساسی را داشتند بعد نیست این موضوع رو دنبال کنید و بعد خودتون قاضی بشید که تاریخ ایران چقدر مورد آسیب قرار گرفته و چه اتفاقات زیادی بر سر مردم و سرزمین ایران در گذشته تا امروز افتاده و ایرانیان باستان چه جایگاهی در گذشته بین ملت های دیگر داشتند و امروزه جایگاهشون در بین دیگر ممالک از چه رتبه ای برخوردار است

هنری بك در سرداب های زیرزمینی قلعه الموت، در نزدیكی دریای خزر، طومارهایی یافته است كه شواهد جدیدی در مورد قالیچه های پرنده به دست می دهد.این طومارها كه به طرز خارق العاده ای سالم مانده اند، در اوایل قرن سیزدهم میلادی توسط یك محقق یهودی به نام اسحاق بن شریره نوشته شده است.

پس از آن كه پروفسور جی. دی . سپتیموس، زبان شناس مشهور، این متون را از زبان فارسی به انگلیسی ترجمه كرد، این دست نوشته ها باعث جنجال های زیادی در جامعه علمی جهان شدند. مدت كوتاهی پس از انتشار ترجمه این متون، كنفرانسی با حضور كارشناسان برجسته بین المللی در مدرسه مطالعات شرقی و آفریقایی لندن برگزار شد. بسیاری از مورخان با حمله به بك، این دست نوشته ها را جعلی خواندن. اما پروفسور سپتیموس كه به خاطر عدم شركت بك در این كنفرانس به خاطر تولد فرزندش دفاع از او را به عهده داشت، گفت كه این متون باید به طور دقیق مورد بررسی قرار بگیرند.

قدمت این دست نوشته ها اكنون در انستیتوی لئوناردو داوینچی شهر تریست، به كم روش رادیو كربن در حال تعیین است.

بنا بر نوشته های بن شریره، حكام مسلمان متعصب آن زمان قالیچه های پرنده را وسیله ای شیطانی می دانسته اند و به همین خاطر دانش و سازندگان آن را سركوب كرده اند و ردپای آن را از تاریخ به دقت پاك كرده اند.هر چند قالیچه های پرنده تا اواخر قرن سیزدهم میلادی بافته و فروخته می شده اند، اما استفاده از آن در انحصار افراد خاصی بوده است.

بنابر یادداشت های بن شریره، نخستین اشارات به قالیچه های باستانی در دو متن باستانی صورت گرفته است. یكی از این كتاب ها، مجموعه ای از ضرب المثل ها است كه توسط شامشاد، وزیر نبوكدنزر پادشاه بابلی جمع آوری شده است و منبع دیگر، مجموعه ای از گفتگوهای باستانی است كه توسط شخصی به نام ژوزفوس نگاشته شده است.

بر اساس نوشته های بن شریره، قالیچه های پرنده ای كه می توانستند چند متر بر فراز زمین شناور باشند، نخستین بار توسط كیمیاگران و صنعت گران دربار ملكه صبا ساخته شد و ملكه صبا آن را به نشانه عشق خود برای حضرت سلیمان فرستاد. اما وقتی ملكه صبا خبر برخورد سرد حضرت سلیمان را با هدیه اش شنید، دل شكسته شد و صنعت گران خود را از دربار بیرون كرد. این صنعت گران در نهایت در ناحیه بین النهرین و در نزدیكی شهر بغداد ساكن شدند و كسب و كار خود را ادامه دادند.

بن شریره در یادداشت های خود به توضیح چگونگی كار این قالیچه های پرنده می پردازد، اما متأسفانه اكثر اصطلاحات و عبارات فنی به كار رفته در این قسمت قابل فهم نیست. اما از قسمت های قابل خواندن متن چنین بر می آید كه قالیچه های پرنده هم مانند قالیچه های معمولی روی دار بافته می شده اند و تفاوت آنها با قالیچه های معمولی در مرحله رنگرزی بوده است. صنعتگران دربار ملكه صبا گل مخصوصی «به دست آمده از چشمه های كوهستان» كشف كرده بودند كه هنگامی كه در معرض حرارت شدید، «داغ تر از آتش حلقه هفتم جهنم» در ظرفی محتوی روغن یونانی قرار می گرفت، خاصیت ضد مغناطیسی پیدا می كرد. با توجه به مغناطیس بودن كره زمین، وجود میلیون ها محور مغناطیسی كه از قطب جنوب تا قطب شمال كشیده شده اند، قالیچه هایی كه الیافشان به این گل آغشته می شد می توانستند از سطح زمین فاصله بگیرند. این فاصله با توجه به غلظت و میزان گل به كار رفته، از یك متر تا چند ده متر می رسید. محورهای مغناطیسی مانند ریل های هوایی عمل می كردند و قالیچه می توانست در امتداد این محورها پیش رود.

براساس یادداشت های بن شریره، كتابخانه اسكندریه تعداد زیادی از این قالیچه های پرنده را در اختیار داشته است و آن را برای گردش میان قفسه های مملو از پاپیروس كتابخانه، در اختیار مراجعه كنندگان به كتابخانه می گذاشته است. این كتابخانه كه در یك زیگورات قرار داشته است، بیش از 40 هزار طومار خطی در اختیار داشته است كه توسط سیصد نسل از كاتبان نگاشته شده بود. سقف این كتابخانه آن قدر بلند بوده است كه بسیاری از مراجعه كنندگان ترجیح می داده اند به حالت شناور در هوا و روی قالیچه های پرنده مطالعه كند. براساس یادداشت های بن شریره، ساخت قالیچه های پرنده در سرزمین های اسلامی به دو دلیل سركوب شد.

نخست این كه حكام متعصب مسلمان می گفتند بشر قرار نیست پرواز كند و قالیچه های پرنده باعث به هم خوردن نظم امور می شوند. دلیل دوم بیشتر اقتصادی بود. بسیاری از اشراف و ثروتمندان عرب ثروت خود را مدیون گله های شتر و اسب خود بودند و دلشان نمی خواست چند صنعتگر فقیر و بی چیز با ساخت قالیچه های پرنده كسب و كار آنها را نابود كنند.

قالیچه های پرنده در زمان حكومت خلفای اموی و عباسی به شدت سركوب شدند و در نهایت در سال 1226 میلادی و با حمله مغول به آسیای مركزی، در هرات و بلخ و بخارا حمام خون به راه افتاد. مغول در جریان غارت و تاراج خود، چند قالیچه پرنده هم پیدا كردند و هنگامی كه مردی به آنها گفت این قالیچه ها تیزروتر از اسب های پاكوتاه مغول هستند، چنگیرخان چنان از این توهین برآشفته شد كه سر مرد را از تنش جدا كرد و دستور داد تمام قالیچه های پرنده قلمروی وسیعش را جمع آوری و نابود كنند

امکان اینکه از این قالیچه بازم وجود داشته باشه است .

بعضی از افراد سوالی مبنی بر اینکه به مکانی بر خوردیم که از استحکام بالایی بر خوردار است و برای ادامه و پیشروی کار با مشکل مواجه شده ایم . لطفا مارا راهنمایی کنید ....

در پاسخ به این افراد و راه حلهایی که به ذهنم تا اینجا خطور می کرده در سایت به همشون اشاره کردم . اما از آنجا که تهیه برخی از وسایل مورد نیاز برای رفع این مشکل برای عموم مشکل است و یا قابل دست رسی نیست و یا از هزینه ی بالایی برخوار است راه حل های دیگری درخواست شده که امروز به یکی از اونها اشاره خواهم کرد . استفاده از مواد منفجره بی صدا است که چند سالی است از این نوع مواد استفاده می شه و صدای این نوع انفجار برای مثلا ابعاد ۲متر در ۲ متر چیزی به مشابه صدای دو کف دستانتان است که فکر می کنم برای اغلب مکانهایی که افراد در حال حفاری هستند مناسب باشه . اغلب افراد هم از این نوع انفجار رازی بودند به علت کارایی بالا و سرعت عمل سریع و صدای کم و هزینه ی مرقوم به صرفه . اگر کسی در این زمینه اطلاعات بیشتری خواست با ایمیل وب سایت در ارتباط باشه و نوع درخواستشو نسبت به عمق و حجم گود برداری بگه تا اطلاعات دقیق تری در اختیارش قرار بدم .

علائم و نشانه های موفقیت در حفاری

همونطور که قبلا قولشو داده بودم که درباره ی علائم و نشانه هایی که در حین حفاری امکان داره با اون مواجه بشید اطلاعاتی در اختیارتون قرار بدم .

در حین حفاری امکان داره که با علائم و آثار زیادی مواجه بشید که در اکثر مکان ها مشترک است . و امکان داره با آثاری هم مواجه بشید که تا حالا نمونشو از نزدیک مشاهده نکرده باشید و یا نشنیده باشید . اما این آثار برای مکان و یا هدف های کوچک و متوسط صدق می کنه .

اول اینکه در سطح زمین باید نشانه هایی وجود داشته . مثلا تخته سنگی که نظرتونو جلب کنه و با بقیه سنگهای منطقه فرق داشته باشه و یا نوشته و نشانه هایی بر روی سنگ وجود داشته باشه و یا موارد دیگر . درخت کهن سال . چشمه ی آب . تپه خاکی . بعضی از افراد فکر می کنند که هر تپه ای نشانه ی بار است . در صورتی که از نشانه های بار داشتن یک تپه اینه که جنس تشکیل دهنده ی تپه از خاک باشه نه از سنگ . تپه در محلی قرار گرفته باشه که در اون منطقه مشابه اون تپه کم باشه و در نزدیکی اون تپه آثاری همچون درخت کهن سال و چشمه ی آب . همه ی این علائم برای اینه که با آثار و شواهد و دلیل و انگیزه ی بیشتری برای حفاری داشته باشید نه صرف تائید بار داشتن تمامیه هدف هاتون .....

دیگر نشانه ها از این قبیل است که در عمق یک الی یک و نیم متری آثار خودشو کم کم نشون بده مثلا سنگ چین . جسد انسان . سفال و کوزه های شکسته . زغال چوب و با سنگ که در قدیم جهت عایق از عبور آب برای محافظت از اموال استفاده می کردند . اما وجود زغال چوب یا سنگ هم از دلایل وجود بار نیست . چون در گذشته امکان داشته چوپانی و یا فردی در آن مکان آتشی روشن کرده جهت رفاه و رفع نیاز . تاوید زغال چوب در آن مکان وقتی تائید می شود که دیگر نشانه ها وجود داشته باشد و صرف تنها زغال چوب کافیست نیست . از دیگر نشانه ها سنگ چین یا وجود سنگ های بزرگ طبیعی و هم غیر طبیعی در عمق های یک و نیم به بالا است . با رنگ و شکل های مختلف از قبیل سیاه . سفید و سبز رنگ و یا دیگر رنگ ها که اغلب این چند رنگ به وفور مشاهده و یافت می شود و دیگر نشانه ها آجر و خشت های خام و به صورت مربع و یا مستطیل است که به صورت پله کانی یا منظم و بی دلیل چیده شده باشد که درصد اینکه این مکان مسکونی بوده رو تائید نکند . و دیگر نشانه ها وجود آهک و یا گل آهک است که اغلب جهت مقاومت و جلوگیری از نشست خاک بدین منظور استفاده می شده .

موارد دیگری هم است که بنا به سوالاتی که در این باره می شود باید پاسخ داد . تمامیه این موارد امکان دارد که درمحلی همه را مشاهده کنید و در بعضی از اماکن هم امکان داره که تمامیه این آثار مشاهد نشود که اونم بستگی به تجربه ی شما داره تا از مشاهده ی این آثار چه نتیجه و تصمیم گیری کنید .

گنج نفرین شده جان گنج یاب را گرفت  

 

 

گنج نفرین شده جان گنج یاب را گرفت

 


گنج یاب كه با حفر چندین تونل در بافت قدیمی شهرری، پس از مرگ یكی از همدستانشان با باقی گذاشتن جسد از محل متواری شده بودند، دستگیر شدند.

۴گنج یاب كه با حفر چندین تونل در بافت قدیمی شهرری، پس از مرگ یكی از همدستانشان با باقی گذاشتن جسد از محل متواری شده بودند، دستگیر شدند.

به گزاش «جام جم»، رسیدگی به این پرونده، هنگامی در دستور كار ماموران پلیس آگاهی قرار گرفت كه فردی در تماس با مركز فوریت های پلیسی ۱۱۰ از مرگ مرد جوانی در یك خانه قدیمی در نزدیكی اداره قدیمی تامینات (شهربانی سابق) خبر داد.

با حضور بازپرس جنایی و ماموران پایگاه نهم پلیس آگاهی، معلوم شد حفاران غیرمجاز به طمع به دست آوردن گنج سلجوقیان ۱۰ تونل در بخش های مختلف خانه حفر كرده اند اما پس از مرگ یكی از همدستانشان از محل متواری شده و بقایای كوزه های شكسته نیز در محل وجود دارد.

با حضور ماموران اورژانس در محل معلوم شد چند ساعت از زمان مرگ قربانی گذشته است. با دستور قضایی جسد مرد گنج یاب به پزشكی قانونی انتقال یافت و با حضور ماموران اداره میراث فرهنگی شهرری در محل تحقیق در ارتباط با این كه آیا حفاران غیرمجاز گنجی پیدا كرده یا این كه پس از مرگ همدستشان از محل متواری شده اند، آغاز شد.

با تشكیل پرونده ای در این ارتباط پرونده در دستور كار ماموران پلیس آگاهی و پرسنل حفاظت میراث فرهنگی قرار گرفت تا حفاران غیرمجاز شناسایی و دستگیر شوند.

شناسایی و دستگیری

با شروع تحقیقات گسترده از سوی ماموران و با سرنخ هایی كه در این ارتباط به دست آمد، ماموران روز گذشته موفق به شناسایی و دستگیری حفاران تحت تعقیب شدند.

حمید عبدلی مسینان ، رئیس اداره میراث فرهنگی و گردشگری شهرری دراین باره به ایرنا گفت: پس از اطلاع از حفاری غیرمجاز در نزدیكی بازار قدیم ری كه زمانی بافت قدیمی شهر را در بر می گرفت، معلوم شد حفر چاه و تونل از چند ماه پیش در این محل شروع شده بود و حفاران خاك انبوهی را در اتاق های خانه قدیمی جمع آوری كرده بودند.

وی افزود: از محل حفاری تعدادی تكه های سفال و ابزار مربوط به حفاری و نقشه به دست آمد كه بررسی سفال نشان داد، مربوط به اوایل دوره اسلامی و عصر سلجوقی است.مسینان اضافه كرد: سرانجام پس از پیگیری و تحقیقات، حفاران تحت تعقیب دستگیر شدند و با دستور قضایی، تحقیق از آنها در پلیس آگاهی برای رازگشایی از مرگ همدست متهمان ادامه دارد.

وی افزود: در حال حاضر با شكایت اداره حقوقی سازمان میراث فرهنگی موضوع در دادسرا در حال رسیدگی است..... /